Skip to main content

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — Page 491

Contributors:

P.491
يا اين كه منظور از شفقت اين است كه عشق يوسف به باطن زليخا رسيده بود به نحوى كه جميع اركانش را پر كرده بود كه در اين صورت
شَغَفَها
از شغاف قلب به معناى باطن آن است ، يا اين كه عشق از باطن قلبش با ظاهرش رسيده و آن را احاطه كرده بود ، كه
شَغَفَها
از شغاف قلب به معناى پرده محيط به قلب مىباشد .

بيان مراتب قلب « 1 »

بدانكه اهل اللّه كه اهل مكاشفه هستند گفته‌اند : قلب گاهى اطلاق مىشود بر معنايى كه شامل قطعه گوشتى مىشود كه در طرف چپ سينه به وديعت گذارده شده ، و گاهى بر مراتب روح كه متعلّق به قلب است اطلاق مىشود ، و به همين معناى است كه گفته مىشود : قلب داراى اطوار و مراحل هفت‌گانه است :
Footnote
( 1 ) عرفا گويند : روح انسان را به اعتبار آن كه بين دو وجه متحول است ؛ كى آن ( يلى الحق ) و مستفيض از حقّ است . و وجهى كه ( يلى النفس ) است ، قلب گويند . گفته‌اند كه قلب اطلاق بر چند معنا مىشود : 1 - عضو معروف حيوانات . 2 - لحم صنوبرى شكل كه مخصوص تمام حيوانات و بهايم است . 3 - لطيفه ربانى كه متعلّق به قلب جسمانى است . 4 - جوهر نورانى مجرد كه متوسط ميان روح و نفس است . قلب برزخ ميان روح حيوانى و نفس ناطقه است كه فرمود : بينهما برزخ لا . . . الرحمن 20 آنچه را حكماء نفس مجرد ناطقه خوانند اهل اللّه قلب نامند . اى عزيز : قلبها ظرفهاى خدا هستند در روى زمين ، و دوست‌ترين آن‌ها نزد خدا است كه صاف‌تر و نازك‌تر باشد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — Page 491 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى