تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اوّل اسلام اصغر : و آن اظهار شهادتين است و تصديق به آن به لسان و اتيان به دعائم خمس به جوارح و اعضاء [ 49 ] .
هامش
[ 49 ] - در اصطلاح ، « دعائم خمس » به صلاة و صوم و زكات و حجّ و ولايت ، اطلاق مىشود ، كما آنكه در « كافى » ج 2 اصول ص 18 از فضيل از ابى حمزه و در « محاسن » برقى ج 1 حديث رقم 429 در ص 286 از ابن محبوب از ابى حمزه از حضرت ابى جعفر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه قال : بنى الإسلام على خمس على الصّلاة و الزّكوة و الصّوم و الحجّ و الولاية و ما نودى بشيء ( و لم يناد بشيء ) كما نودى بالولاية . و نيز در « كافى » در ص 18 و ص 19 و ص 21 و در « محاسن » ص 286 چندين روايت ديگر به همين مضمون با سلسلهء روات ديگر از حضرت ابى عبد اللَّه و حضرت ابى جعفر عليهما السّلام نقل مىكند كه آنها دعائم خمس را منحصر در همين پنج امر قرار داده‌اند و اهمّ آنها ولايت است . و در بسيارى از آنها لفظ « دعائم خمس » به همين عبارت ذكر شده است . و ليكن ظاهرا مراد مصنّف ( ره ) از دعائم خمس كه در اينجا ذكر كرده است ولايت نيست ، زيرا : اوّلا : اين دعائم خمس را از آثار اسلام اصغر شمرده است با آنكه قضيهء ولايت راجع به ايمان اصغر يا اسلام و ايمان اكبرين است . ثانيا : تعبير به اتيان به دعائم خمس به جوارح و اعضاء فرموده و مسلَّما ولايت چيزى نيست كه با جوارح و اعضاء اتيان كنند . ثالثا : در ذيل مطلب حديث سفيان بن سمط را شاهد آورده كه علاوه بر صلاة و صوم و حجّ و زكات ، شهادتين را جزء اسلام شمرده است نه ولايت را . بنا بر اين مسلَّما مراد مصنّف ( ره ) از دعائم خمس در اينجا همان شهادتين و صلاة و صوم و زكات و حجّ است . امّا حديث سفيان بن سمط را در ج 2 « اصول كافى » در صفحهء 24 آورده است قال : سأل رجل أبا عبد اللَّه عليه السّلام عن الإسلام و الإيمان ما الفرق بينهما ؟ فلم يجبه ثمّ سأله ، فلم يجبه ، ثمّ التقيا في الطَّريق و قد أزف من الرّجل الرّحيل ، فقال له أبو عبد اللَّه عليه السّلام : كأنّك قد أزف منك رحيل ؟ فقال : نعم . فقال : فالقنى في البيت . فلقيه فسأله عن الإسلام و الايمان ما الفرق بينهما ؟ فقال : الإسلام هو الظَّاهر الَّذى عليه النّاس . و سپس تمام حديث را بيان فرمود و بعد فرمود : فهذا الإسلام . و قال : الإيمان معرفة هذا الأمر مع هذا ، فإن أقرّ بها و لم يعرف هذا الأمر كان مسلما و كان ضالا . بنا بر اين - به صريح اين روايت - اقرار به ولايت از شرائط ايمان است نه اسلام و فقط شرط اسلام اقرار به شهادتين است . از ملاحظه و تطبيق يك دسته از رواياتى كه از اهل تسنّن راجع به ابنيهء خمسهء اسلام در اين مقام وارد شده ، و دستهء ديگر از روايات سابق الذّكر كه از ائمّهء اهل البيت عليهم السّلام راجع به دعائم خمسهء اسلام وارد شده است سرّ اين اختلاف در تعبير روشن مىگردد . توضيح آنكه : در « صحيح » مسلم ج 1 كتاب « الايمان » ص 34 و ص 35 چهار حديث از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل مىكند : 1 - با اسناد از سعد بن عبيده از ابن عمر از حضرت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه فرمود : بنى الإسلام على خمسة : على ان يوحّد اللَّه و إقام الصّلاة و إيتاء الزّكاة و صيام رمضان و الحجّ . 2 - با اسناد خود از سعد بن عبيده از ابن عمر از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه فرمود : بنى الإسلام على خمس : على أن يعبد اللَّه و يكفر بما دونه و إقام الصّلاة و إيتاء الزّكاة و حجّ البيت و صوم رمضان . 3 - با اسناد خود از نوادهء ابن عمر از پدرش كه : قال عبد اللَّه : قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : بنى الإسلام على خمس : شهادة أن لا إله إلا اللَّه و أنّ محمّدا عبده و رسوله و إقام الصّلوة و إيتاء الزّكوة و حجّ البيت و صوم رمضان . 4 - با اسناد خود از حنظله قال : سمعت عكرمة بن خالد يحدّث طاووسا أنّ رجلا قال لعبد اللَّه بن عمر : ألا تغزو ؟ فقال : إنّى سمعت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم يقول : إنّ الإسلام بنى على خمس : شهادة أن لا إله الا اللَّه و إقام الصّلوة و إيتاء الزّكوة و صيام رمضان و حجّ البيت . اين روايات مىفهماند كه رسول خدا اسلام را بر اين پنج اساس بيان فرموده‌اند . لكن چون عامّه به همان ظاهر شهادتين اكتفا كرده و اقرار به مجرّد نبوّت را گر چه مقارن با مخالفت امر رسول اللَّه دربارهء ولايت باشد از اساس اسلام شمرده و به همان قانع شده‌اند ، ائمّهء اهل البيت صلوات اللَّه عليهم اجمعين روايت وارده از رسول خدا را بدين قسم تفسير فرموده‌اند كه : اقرار به توحيد و نبوّت بدون اقرار به ولايت جز ظاهرى بيش نيست و حقيقت اعتراف به آن مستلزم اقرار به ولايت است و آن دو از اين منفكّ نيستند . حقيقت اسلام بر ولايت بستگى دارد كه مفتاح توحيد در مظاهر اسماء و صفات و افعال و نيز باطن و جوهرهء نبوّت است . بنا بر اين اين دسته از روايات اهل بيت عليهم السّلام تفسير و تأويل همان رواياتيست كه از رسول خدا راجع به ابنيهء خمسهء اسلام بيان شده است و نظير اين اختلاف در تعبير نيز در حديث سلسلة الذّهب مشاهده مىگردد . اين حديث به چند مضمون بيان شده است : اول آنكه در « عيون اخبار الرّضا » عليه السّلام ص 314 با اسناد خود گويد كه : يقول اللَّه جلّ جلاله : لا إله إلا اللَّه حصنى فمن دخله امن من عذابى . و نيز در همين صفحه با اسناد خود گويد كه : قال اللَّه سيّد السّادات جلّ و عزّ : إنّى انا اللَّه لا إله إلا أنا فمن أقرّ لي بالتّوحيد دخل حصنى ، و من دخل حصنى أمن من عذابى . و اين روايت را در « جواهر السّنيّة » ص 147 از « عيون » نقل كرده است . دوّم آنكه شرط توحيد را اخلاص شمرده‌اند ، چنان كه در « عيون » ص 313 با اسناد خود گويد كه : قال اللَّه جلّ جلاله : إنّى أنا اللَّه لا إله إلا أنا فاعبدونى من جاء منكم بشهادة أن لا إله إلا اللَّه بالإخلاص دخل حصنى و من دخل في حصنى أمن من عذابى . سوّم آنكه معنى اخلاص را به ولايت تفسير فرموده‌اند چنان كه در « امالى » طوسى ج 2 ص 201 با اسناد خود گويد : عن اللَّه تقدّست أسماؤه و جلّ وجهه قال : إنّى أنا اللَّه لا إله إلا أنا وحدى ، عبادى فاعبدونى ، و ليعلم من لقينى منكم بشهادة أن لا إله إلا اللَّه مخلصا بها أنّه قد دخل حصنى و من دخل حصنى أمن عذابى . قالوا : يا بن رسول اللَّه و ما اخلاص الشّهادة للَّه ؟ قال : طاعة اللَّه و رسوله و ولاية أهل بيته عليهم السّلام . و در « معانى الاخبار » ص 370 و « ثواب الاعمال » ص 7 و « توحيد » صدوق ص 25 و در « جواهر السّنيّة » ص 156 و نيز در « جواهر السنيّة » ص 222 از « امالى » صدوق در ذيل روايت كلمة لا إله إلا اللَّه حصنى از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرده‌اند كه فلمّا مرّت الرّاحلة نادانا : بشروطها و أنا من شروطها . چهارم آنكه نقش ولايت را حصن قرار داده‌اند چنان كه در « معانى الاخبار » ص 371 با اسناد خود گويد كه : يقول اللَّه تبارك و تعالى : « ولاية علىّ بن أبي طالب حصنى فمن دخل حصنى أمن من نارى . » و نيز عين اين حديث را با سند ديگر در « جواهر السنيّة » ص 225 از « امالى » صدوق نقل كرده است . و ايضا در « جواهر السنيّة » ص 262 از ابو على حسن بن محمّد الطَّوسى در « امالى » خود از پدرش مرحوم شيخ طوسى با اسناد متصل خود نقل كرده است كه قال اللَّه تعالى : ولاية علىّ بن أبي طالب حصنى من دخله أمن نارى . بارى از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه همهء آنها مىخواهند يك حقيقت را بيان كنند و آن تسليم در مقابل ارادهء مطلقهء خدا و اعتراف به ربوبيّت مطلقهء او در تمام مظاهر امكان است لذا آن دسته از روايات كه مطلق لا إله الا اللَّه را حصن شمرده است منظور و مراد حقيقت اين كلمه است كه البتّه بدون اخلاص و ولايت معقول نخواهد بود . و رواياتى كه ولايت را حصن قرار داده يا توحيد را منضمّا به شرط ولايت حصن شمرده است تفسير و تأويل همان دستهء اول از روايات است نه مطلب زائدى . فتأمّل و افهم . چون نظير اين جمعى را كه ما در اينجا نموديم در بسيارى از روايات بايد اعمال گردد و به همين طريق جمع نمود و در واقع جمع بين مجمل و مبيّن يا مطلق و مقيّد است لذا قدرى بيشتر توضيح داديم . [ 50 ] - در « كافى » ج 2 اصول ص 25 در تفسير اين آيه از حضرت ابى جعفر عليه السّلام وارد است كه : فمن زعم أنّهم آمنوا فقد كذب و من زعم أنّهم لم يسلموا فقد كذب .
رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 82 | السيد محمد مهدي بحر العلوم / السيد محمد حسين طهرانى