وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
همهء شئون را از خودش نفى كرد و انذار و تبشير را براى خودش اثبات كرد ، كه نامش از امر خداست ، گويا كه گفته است : هيچ شأنى براى من نيست جز امر خدا و آن نهايت توحيد از جهت فعل و صفت است .
خداى تعالى پس از ذكر معنى فوق از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اساس توحيد مىباشد ، شريك بودن آدم و حوّا در مخلوق بودن را بيان داشت زيرا اگر آدم را غير از مخلوقات بدانيم شرك آوردهايم ، و آن با توحيد خداى عالم منافات دارد كه پايينتر از توحيد افعال و صفات است ، و اين بدان جهت است كه فضل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اظهار كرده و اولاد آدم و حوّا را از شرك در عبوديّت ( شرك عبادى ) كه قبيحترين شرك در الهيّت و مستلزم آن است ذمّ نمايد .
و لذا فرمود :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
او خدايى است كه همه شما را از نفس واحدى خلق كرد ، خداوند با نعمت وجود و اثبات توحيد در عبادتش بر بندگان منّت گذاشته ، و لذا آنها را بر اشراك توبيخ نمود به اين دليل كه آنچه را كه شريك قرار دادهاند نمىتواند چيزى را بيافريند .
وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها
و از سنخ خودش همسر آفريد ، البتّه وقتى كه مرد همسرش را از سنخ خودش ببيند با آن آرامش پيدا مىكند ، و مذكّر آوردن ضمير ( يسكن ) به لحاظ معنى است ، و ممكن است مقصود از ( نفس واحدة ) حوّاء