أبو الحجج التّسعة من صلبك تاسعهم قائمهم » ؛
تو سيّد و پسر سيّدى و پدر ساداتى و تو امام و پسر امامى و پدر امامانى و تو حجّت و پسر حجّتى و پدر نُه حجّتى كه نُهُم ايشان قائم است به اقامت دين الهى .
ومخفى نيست كه لفظ اخو السيد و اخو الامام و اخو الحجة از كتاب سهواً افتاده است و در روايت مشهوره از كتب شيعه مذكور است .
و از آن جمله اخطب خوارزم ملقب به صدرالائمه حديثى طويلى در نصّ همه اثنى عشر كه تصريح به اسماء ايشان شده است ، روايت نموده كه معنى آن بى زياده ونقصان اين است كه پيغمبر ( صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم ) فرمود كه : شبى مرا به آسمان بردند ، پروردگار فرمود كه : رسول ايمان آورده به آن چه بر او نازل شده من گفتم من ايمان آوردهام و همه مؤمنان . حق تعالى فرمود : راست گفتى ، پس فرمود : اى محمّد كه را در زمين از امّت خود جانشين خود كردى ؟ آيا بهترين ايشان على ( عليه السّلام ) را جانشين كردى ؟ گفتم : بلى يا ربّ . گفت : يا محمّد من يك مرتبه بر زمين نظر كردم و تو را برگزيدم و اسمى از اسم هاى خود را از براى تو اشتقاق نمودم ومقرّر كردم كه هيچ جا مرا مذكور نكنند ، مگر آن كه تو را با من مذكور نمايند ، پس من محمودم و تو محمّد ، بعد از آن مرتبه ديگر بر زمين نظر كردم وعلى را برگزيدم ونامى از نام هاى خود را براى او بيرون آوردم ، پس من اعلى ام واو على اى محمّدمن تو را وعلى وفاطمه وحسن وحسين و ائمه از اولاد حسين را آفريدم از نورى از نورهاى خودم وولايت شما را بر اهل آسمان و زمين عرض كردم هر كس قبول او نمود ، او در نزد من از جمله مؤمنان است و هر كس قبول نكرد در پيش من از جمله كافران است .
اى محمد اگر بندهاى از بندگان اين قدر عبادت كند كه احشايش قطع شود يا مانند انبان ( مَشگ ) كهنه شود و منكر ولايت شما شود او را نيامرزم تا اقرار به ولايت شما كند ، اى محمّد مىخواهى ايشان را ببيني ؟ گفتم : بلى . گفت : نگاه كن ،
شهاب ثاقب ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٥٤