جلد چهارم
[ ادامه سوره ابراهيم ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ ترجمه ]
26 - و داستان سخن « 1 » پليد چون درخت « « 2 » » پليدست ، و از كنند زبر « 3 » زمين ، مه نباشد آن را هيچ آرامشى « 4 » *
27 - بدارد « 5 » خداى عزّ و جلّ آن كسها را كه بگرويدند بدين گفتار استوار - يعنى قول شهادة - اندر « 6 » زندگانى اين جهان و اندر آن جهان ، و گمراه كند « 7 » خداى تعالى مر ستمكاران را - يعنى كافران را - و بكند خداى تعالى آنچه خواهد *
28 - او ، نه بينى يا محمّد « 8 » سوى آن كسان كه بدل كردند منّت « 9 » خداى را عزّ و جلّ بناسپاسى كردن و فرود آوردند گروه خود را در سراى هلاكت « 10 » *
29 - دوزخ مىسوزندشان « 11 » و بد آرام گاهيست *
30 - و بكردند - يعنى گفتند - مر خداى را عزّ و جلّ انبازان ، تا گم راه كنند از دين و راه خداى تعالى بگو ، يا محمّد : برخوردار [ ى ] گيريد كه بازگشتن جاى شما « 12 » سوى آتش است *
هامش
( 1 ، 2 ) - سخنى ، درختى . ( خ ) - سخن بد ، يعنى كفر كافر چون درخت پليدست يعنى حنظل . ( صو )
( 3 ) - برآيد . ( خ ) - كه بركنده شود . ( صو . نا )
( 4 ) - آرام .
( خ . صو . نا )
( 5 ) - استوار گرداند . ( صو ) - بر جاى بدارد . ( خ ) - بدارد . ( نا )
( 6 ) - گفتارى بر جاى مانده اندر . ( خ ) - بگفتار - يعنى كلمهء شهادة ان لا إله الا اللَّه ، استوار اندر . ( صو )
( 7 ) - و بىراه كند . ( خ . نا ) - و گم گرداند . ( صو )
( 8 ) - همى نبينى . ( خ ) - اى ، نه همىبينى . ( نا ) - نگاه نكنى يا محمد . ( صو )
( 9 ) - نعمت . ( خ )
( 10 ) - بسراى هلاكى . ( خ )
( 11 ) - اندر شوند اندر آنجا . ( صو ) - اندر آيند بدان . ( خ ) - اندر شوند اندر آن . ( نا ) - يصلونها .
( 12 ) - بگو برخوردارى گيريد كه بازگشت . ( خ ) - بگو برخوريد كه بازگشت شما . ( صو )