تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفة الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
اما لطيف بودن به معنى كمي وباريكى وخردى نيست ، بلكه به معنى نفوذ در أشياء ( احاطه علمي به همه چيز ) وديده نشدن أو است ، چنان كه به شخصي مىگوئى : اين امر از من لطيف شد ، وفلانى در كردار وگفتارش لطيف است ، به أو خبر مىدهى كه عقلت در آن امر مانده است وراه جوئى از دست رفته است ، وطورى عميق وباريك گشته كه انديشه آن را درك نكند ، همچنين لطيف بودن خداى تبارك وتعالى از اين نظر است كه به حد ووصف درك نشود ، ولطافت ما به معنى خردى وكمي است ، پس در اسم شريك أو شديم ومعنى مختلف گشت . واما خبير كسى است كه چيزى بر أو پوشيده نيست واز دستش نرفته ، خبير بودن خدا از نظر آزمايش وعبرت گفتن از چيزها نيست ، كه اگر آزمايش وعبرت باشد بداند وچون نباشد نداند ، زيرا كسى كه چنين باشد نادان است وخدا هميشه نسبت به آفريدگانش آگاه است ، ولى آگاه در ميان مردم كسى است كه از ناداني دانش آموز خبرگيرى كند ( كه پس از ناداني آگاه ودانا شده ) ، پس در اسم شريك أو شديم ومعنى مختلف است . واما ظاهر بودن خدا از آن نظر نيست كه روى چيزها بر آمده وسوار گشته ، وبر آنها نشسته وبالا آمده باشد ، بلكه بواسطة غلبه وتسلط وقدرتش بر چيزهاست ، چنانچه مردى گويد : بر دشمنانم غلبه يافتم وخدا مرا بر دشمنم