تا اينكه تو را از اسبت انداخته ومجروح بر زمين افتادى ، اسبها با
سمهايشان بر تو تازيدند وستمگران وسركشان شمشيرهاى برانشان را بر تو
فرود آوردند .
پيشانيت براي مرگ عرق كرده بود ، وبه راست وچپ كشيده
مى شدى با گوشه چشم بسوى خيمه هايت نگريسته وفرزندان وخاندانت تو
را به خود مشغول ساخته بود ، واسبت گريزان در حالي كه مى گريست وشيهه
مى زد بسوى خيمه ها شتافت .
هنگامى كه زنان اسبت را با حالت شرمسارى ديده وبه زين واژگونش
نظر افكندند ، با موهاى پريشان وشيون كنان وناله كنان از خيمه ها بيرون
آمدند ، ودر حالي كه پس از عزت وشكوه خوار وذليل شده بودند بسوى
قتلگاه شتافتند .
در حالي كه شمر بر روى سينه ات نشسته وشمشيرش را بر گودى زير
گلوى تو فرو برده ومحاسنت را با دستش گرفته بود ، سرت را با شمشير
خود بريد ، در آن حال آرامش خود را حفظ كرده ونفسهايت پنهان شده
بود ، سرت بر بالاى نيزه قرار داشت وخانواده ات همچون بندگان أسير ،
ودر غل وزنجير قرار گرفتند .
در فراز پالانهاى چهارپايان چهره هاشان از گرماى ظهر تابستان
مى سوخت ، ودر بيابانها ودشتهاى پهناور پيش برده مى شدند ، دستهايشان
به گردنهاشان آويخته ودر بازارها آنان را مى گرداندند .
صحيفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المقدسة
ص٣٠٣