كنار قبر خديجة آمد وگريست ، آنگاه گفت : از من دور شو ، انس گويد : از
ديد آن حضرت پنهان شدم ، هنگاميكه انجام نمازش طولانى شد شنيدم كه
مى خواند :
پروردگارا ! پروردگارا ! تو مولاي من هستى ، رحم كن بنده اى را كه به تو
پناه برده است .
اى داراى صفات برجسته ، تكيه أم بر توست ، خوشا به حال آنكه تو
مولاي أو باشى .
خوشا به حال كسى كه خدمتگزار شب زنده دار باشد ، وگرفتاريش را
با خداى خود در ميان گذارد .
وبيمارى ومرضى ندارد بيشتر از محبش به مولايش .
هر گاه غصه وناراحتى اش را مطرح كرد ، خداوند أو را پاسخ داده
وأجابت نمايد .
هرگاه به گرفتارى مبتلا گردد در تاريكى زارى كنان خدا را بخواند ،
خدا أو را گرامى داشته وبه خود نزديك گرداند .
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٤٩