تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفة الحسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
گرفت با معاوية صلح كند ، از خانه خارج شد تا اينكه أو را ديد ، هنگاميكه با يكديگر اجتماع كردند ، معاوية بالاى منبر رفت ودستور داد امام روى منبر يك پله پائين تر از أو بايستد . آنگاه معاوية اينگونه سخن گفت : أي مردم اين حسن پسر على وپسر فاطمه است ، ما را شايسته خلافت دانسته وخود را سزاوار آن نمى داند ، وآمده است تا با اختيار صلح كند ، آنگاه گفت : أي حسن بايست . امام برخاست واينگونه سخن گفت : سپاس خداى را سزاست كه به سبب نعمتها وپياپى بودن آنها ، وبرطرف ساختن شدائد وبلاها نزد دانايان وغير آنها شايسته حمد وستايش است ، بندگانى كه به وجودش اعتراف دارند ، بسبب آنكه بخاطر جلالت وبزرگيش از توهم بدور مانده ، واز آنكه أوهام به أو راه يابد برتر مى باشد ، واز آنكه در أفكار مخلوقاتش قرار گيرد ، وعقول انديشمندان أو را احاطه نمايد أوج گرفته است . وگواهى مى دهم كه معبودي جز أو نمى باشد ، در پروردگارى ووجود ويگانگى اش يكتاست ، بي نياز بوده وشريكي ندارد ، يكتائى است كه پشتيبان ندارد . وگواهى مى دهم كه محمد بنده ورسول اوست ، اورا برگزيد وانتخاب كرد ، از أو خشنود شد ، واو را برانگيخت تا بسوى حق دعوت
صحيفة الحسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 165 | الشيخ جواد القيومي