تحقيق معنى « مِنْ دُونِ اللَّهِ
»
در بعضى از تفاسير عامّه « 1 » ، در بيان «
مِنْ دُونِ اللَّهِ
» مطالبى ذكر شده است كه ما از بيان آن بىنياز هستيم . چون اولياء خدا از انبياء و اوصياء آن بزرگواران مظاهر اسماء و صفات الهى هستند ؛ بلكه خداوند جز به وسيلهء آنان ظهور و نمودى ندارد . چنان كه : در حديث آمده است : « بكم عرف اللّه » به وسيلهء شما خدا شناخته شده است . لذا جائز است كه از عبارت «
مِنْ دُونِ اللَّهِ
» « من دون اولياء اللّه » اراده شود مخصوصا بنا بر اينكه آيهء شريفه در مورد منافقان امت جريان پيدا كند و ازاينرو همانطور كه بيان شد « مراد از من دون اللّه » همان « من دون اولياء اللّه » مىباشد .
«
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
» ؛ يعنى : اگر راستگو هستيد در ادّعاى شك و ريب ، يا در انكار توحيد ، يا انكار نزول قرآن از آسمان ، يا در انكار كتاب نازلشدهء بر او . و در اينكه محمد صلّى اللّه عليه و سلّم آن گفتهها را از پيش خود ساخته يا از بشرى مانند خودش آموخته چه اينكه عامّهء مردم وقتى در چيزى شك و ترديد پيدا كنند ؛ آن را انكار مىكنند زيرا آنها آنچه كه بالاتر از معلومات آنها باشد منكر مىشوند پس جائز است از «
إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا
» اين معنى را اراده كنيم اگر شما بر آنچه بر بندهء خود نازل كردهايم منكر هستيد ؛ ( سورهاى مثل آن بياوريد ) .
هامش
( 1 ) زمخشرى در تفسير كشّاف و بيضاوى در تفسير خود آوردهاند كه «مِنْ دُونِ اللَّهِ» متعلق به ادعو يا به شهدائكم مىباشد در حالى كه جار و مجرور و ظرف مستقرّ است .