و نيز از كتاب مناقب از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و إله و سلَّم فرمود : اگر چنين بود كه تمام مردمان بر دوستى على بن ابى طالب گرد آيند همانا خداى عز و جل آتش را نمىآفريد .
و از كتاب يواقيت ابى عمرو زاهد نقل شده كه رسول خدا على را بجنگى فرستاد و راوى خبر گويد رسول خدا را ديدم دستهايش را به طرف آسمان بلند كرده و ميگويد : خدايا مرا نميران تا بار ديگر روى على را به بينم .
و نيز از كتاب مناقب خوارزمى از عايشه نقل شده همانا او گفته كه رسول خدا در خانه ى من بود در آن هنگام كه آخرين دقايق زندگى را طى ميكرد فرمود : حبيب و دوست مرا بگوئيد بيايد پس من ابى بكر را گفتم و آمد سپس رسول خدا نظرى بوى افكند و سرش را روى بستر گذارد بعد فرمود حبيب و دوست مرا بخوانيد تا بيايد من گفتم واى بر شما على بن ابى طالب را بگوئيد بيايد كه به خدا سوگند جز على كسى را نميخواهد تا على آمد و چشمش بر او افتاد لباسى كه بر بالاى پيامبر افكنده بودند حركت داد و على را در زير آن داخل كرد و او را به سينه ى خود چسبانيد تا ازين جهان درگذشت و دستش در گردن على بود .
و از انس بن مالك است گفت رسول خدا فرموده كه خدا از نور چهره ى على هفتاد هزار فرشته آفريد كه تا روز قيامت براى على و دوستانش طلب آمرزش ميكنند .
و نيز از او روايت شده كه حسن بصرى گفت رسول خدا صلَّى الله عليه و إله
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٥٥