تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
ائمه آنان كه وسيله‌اند ، بايد مرا بخواند هر كس را كه حاجتى است و خيال نفع آن را دارد يا مصيبتى بزرگ به او برسد و بخواهد زيانش را بر طرف كند بوسيلهء محمّد بر آورده شود بهتر از آنچه بر آورند پارتيها كه بهترين خلق بسوى اويند . سپس گروهى از منافقان و مشركان گفتند در حالى كه ريشخند ميكردند او را اى سلمان نسبت اين حكم را به خدا مده و چنگ بدامن آنان بزن بقرار دادن خودت را بىنيازترين مردم مدينه . سلمان به آنان گفت خداى تبارك و تعالى را خواندم و بواسطهء اينان از او درخواست نمودم چيزى را كه بزرگتر و نافعتر و برتر است در تمام ملك دنيا از خدا خواستم كه زبانى سپاسگزار بر ثنا و ذكرش به من به بخشد و قلبى سپاسگزار براى نعماتش و بدنى بردبار در برابر مصايب عنايت فرمايد و او عز و جل خواسته‌هاى مرا اجابت فرموده كه آن خواسته‌ها بالاتر از تمام ملك دنيا و آنچه را فرا گيرد بر او خوبيها يك مليون مرتبه . و از امام حسن عسكرى عليه السّلام كه فرمود : حديث كرد مرا پدرم از پدرش از پدرانش عليهم السّلام كه همانا ابو ذر غفارى روزى خدمت رسول خدا آمد ابو ذر از برگزيدگان ياران آن حضرت بود عرضكرد اى رسول خدا شصت تا گوسفند دارم ناخوش دارم كه در بيابان باشم و از محضر شما جدا باشم و نيز خوش ندارم بچوپان واگذارم كه در بارهء آنها ستم كند آنها را خوب بچراند و كوتاهى نمايد پس چكار كنم ؟ فرمود خود شروع به كار كن ابى ذر سرگرم چراندن شد روز