آنها گروه سامره ايست كه ميگويند جنگ نيست و حال اينكه دروغ ميگويند مسلم خدا فرمانداده است بجنگ سركشان در كتابش و سنت پيامبرش و مانند گروه سامره است مارقه .
پسر قيس در حالى كه از گفتار حضرت خشمگين بود گفت اى پسر ابى طالب چه چيز منع كرد ترا هنگامى كه مردم بفلانى و فلانى بيعت كردند گردنشان را نزدى سپس پاسخ داد به چيزى كه شبيه همين كلام يا خود آن كلام بود مراجعه ى بكتاب فتن كن تا از حقيقت مطلب آگاه شوى در اين عبارت .
اشعث عرضكرد اى امير المؤمنين چرا شمشير نكشيدى كه حقت را بگيرى تو هيچ سخنرانى نكردى مگر اينكه در آن سخنرانى فرمودى كه همانا من سزاوارترين مردم بمردم هستم و هميشه ستمديده بودم از زمانى كه رسول خدا در گذشته چه مانع داشتى كه در مقابل حقت با شمشير بجنگى .
على عليه السّلام فرمود به تو گفتم اى پسر قيس بشنو از اين كار نه جبن و نه كراهت خداى تعالى مانع شد و همانا من داناتر نميباشم كه آنچه در پيشگاه خداى تعالى است بهتر است براى من در دنيا و بجا ماندن آن بلكه مانع من از اين كار رسول خدا و نهى آن حضرت و پيمان او است مرا .
همانا رسول خدا به من خبر داد كه امت بعد از او با من چه ميكنند و من هنگامى كه به چشم ديدم از رسول خدا داناتر به آن نيستم و شدت يقينم از او پيش از حادثه بيشتر نيست بلكه من ميگويم يقين رسول خدا بالاتر است از يقين من به آنچه را كه بديدگانم ديدم و حاضر بودم عرضكردم اى رسول خدا آنگاه كه اين حوادث اتفاق افتاد وظيفه من چيست ؟ فرمود
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٥٤