مرا بر اهل ايمان ، اهل كفر ، اهل نفاق واجب كرده هر كس مرا دوست دارد مؤمن است ، هر كس مرا دشمن دارد كافر است ، به خدا سوگند دروغ نميگويم ، كسى را گمراه نمىكنم و نيز كسى بواسطه ى من گمراه نميشود .
همانا من برهانى از طرف پروردگارم دارم براى محمّد پيامبرش كه پيامبر براى من بيان كرده بپرسيد از من از آنچه بوده و آنچه بود و خواهد شد تا روز قيامت .
ناگاه جاثليق متوجه يارانش گرديد و گفت به خدا سوگند اين مرد گوينده ى بعلم و قدرت است اصلاحكننده و فيصل دهنده ى كارها است از خداوند اميدواريم كه بهره ى درستى از محضرش به هدايت و رستگارى براى ما باشد .
به خدا سوگند اينها حجتهاى اوصياء باشد از طرف انبياء بر پيروانشان سپس جاثليق متوجه على عليه السّلام شد و گفت چه شد كه مردم از تو برگشتند و او را انتخاب كردند با اينكه تو سزاوارترى و ادعا كردند كه تو از ايشان سزاوارتر نيستى آگاه باش كه حق بر آنان ثابت شده نفسهاى خود را كوبيدند و زيان نبردند اين جانشينان با آنچه خدا آنان را از علم و دانش بىنياز كرده و سزاوار جانشينى پيامبران صلى الله عليهم دانسته پس اى مرد حكيم و دانشمند خبر ده مرا از من و خودت تو در پيشگاه خدا چكاره اى و من در پيشگاه او چكارهام .
على عليه السّلام فرمود : اما من در پيشگاه خداى عزّ و جل و نفسم مؤمنم
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٩٤