شعرى درآيد افتخار ميكنيم بر هر كس كه از عرب بعد از ما بيايد .
حضرت اراده فرمودند كه حسان بن ثابت را بخوانند تا اين جملات را به نظم در آورد مردى در آنجا بنام صلصال بود اين شعر را گفت :
تخيّر خليطا من فعالك انما
قرين الفتى في القبر ما كان يفعل
فلا بد بعد الموت من ان تعدّه
ليوم ينادى المرء فيه فيقبل
فان كنت مشغولا بشىء فلا تكن
به غير الذى يرضى به الله تشغل
فلن يصحب الانسان من بعد موته
و من قبله الا الذى كان يعمل
الا انما الانسان ضيف لاهله
يقيم قليلا بينهم ثم يرحل
1 - از كردار نيكوى خويش همنشينى انتخاب كن كه همانا همراه مرد در قبر كردار اوست .
2 - ناچار و ناگزير است كه بعد از مرگ آماده و مهيا شود براى آن روز كه مرد را صدا زنند در آن روز سپس رو بياورد .
3 - اگر بناست به چيزى سرگرم باشى جز آنچه كه خوشنودى خدا در اوست به چيز ديگر مشغول و سرگرم مباش .
4 - پس هرگز همراه نميشود انسان پيش از مرگ مگر همان كردارى را كه انجام داده .
5 - آگاه باش كه انسان چند روزى مهمان خانواده اش هست مدت كوتاهى باشد در ميان ايشان سپس كوچ مىكند .
و رسول خدا فرموده : براى هر انسانى سه دوست است يكى از آنان ميگويد اگر مرا پيش از خود فرستى براى تو خواهم بود و اما ديگرى گويد : من با تو هستم تا دم گور تا اينكه ترا در آنجا به سپارم و برگردم سومى گويد : من با تو هستم هيچ گاه از تو جدا نشوم