تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
و روايت شده كه حضرت شعيب آنقدر گريه كرد كه ديدگانش نابينا شد خداوند چشمش را بوى برگرداند باز گريه كرد تا چشمش كور شد خدا دوباره چشم او را بوى برگرداند سپس خطاب رسيد اى شعيب اگر اين گريه بخاطر بهشت است كه بهشت را براى تو مباح كردم و بخشيدم اگر براى آتش دوزخ است كه آن را هم بر تو حرام كردم سپس شعيب عرضكرد نه براى بهشت و نه هم از ترس آتش دوزخ است بلكه به جهت شوق لقاى تو است پس خداى تعالى فرمود بخاطر اين كارت پيامبرم موسى بن عمران را ده سال خدمتكار تو قرار دادم و هر كس مشتاق خدا باشد خدا هم مشتاق اوست . و روايت شده كه همانا خداى تعالى در بعضى از كتابهايش نازل كرده كه بنده ى من به آن حقى كه من بر تو دارم من ترا دوست دارم تو هم مرا دوست داشته باش و محبت جنبش شوق است بسوى ديدار خداى تعالى و سبب انگيزش كارهاى شايسته است چنانچه خداى تعالى ميفرمايد : * ( « فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّه أَحَداً ) * » ( 1 ) پس هر كس اميدوار ديدار پروردگارش مىباشد بايد عمل شايسته انجام دهد و بپرستش پروردگارش مشرك نشود . و از دلائلى كه ميتوان براى اثبات وجود خدا و معرفة الله استفاده كرد اين است كه جهان را حتما صانعى هست زيرا كه درست نيست يك كشتى تخته‌ها و ميخهايش به يكديگر وصل شود بدون نجار و آهنگرى و مردم را بدون كشتيبان نميتواند از دريا عبور دهد
هامش
( 1 ) كهف 110