را دارد كه اين اموال بدست كى بعد از او بيفتد يا شوهر بعدى زنش ارث برد يا بدست همسرش افتد و يا دامادش ارث برد خواهى نخواهى يكى از اينها كه گفته شد مالش را به ارث تصرف كنند نتيجه اى كه به او رسيده همان رنج و زحمت بدست آوردن مال و غم غصه ى نگهدارى آن كه بدان وسيله به كلى از خدا بى خبر شده و از بندگى خدا غافل گرديده و بهره ى مالش را دشمنانش بردهاند در صورتى كه هميشه ثروتمند بواسطه آن مال جانش را در خطر نابودى در كوه و صحرا و بيابانها انداخته اگر در دريا بوده با مالش غرق شده و اگر در بيابان بوده دزدها از او گرفتهاند و او را كشتهاند پس ثروتمند هميشه در خطر مالى و جانى قرار گرفته ولى فقير از همه ى عالم قطع كرده و با خدا ارتباطش را برقرار كرده و باندكى از روزى و پوشاكى كه خود را بپوشاند قناعت كرده .
و بعضى از دانشمندان گفتهاند كه فقير از سه چيز راحت است ولى ثروتمند گرفتار آن سه باشد پرسيده شد كه آن سه چيز چيست گفت ظلم سلطان ، حسد همسايگان ، چاپلوسى برادران و بعضى گفتهاند كه فقيران سه چيز را اختيار كردهاند يقين و آسودگى خاطر و سبكى حساب و ثروتمندان هم سه چيز را اختيار كردهاند رنج و زحمت نفس ، سرگرمى قلب و دل و سختى حساب و بدين جهت است كه فقر و تنگدستى زينت اولياء و شعار مردمان شايسته است .
و به حضرت موسى وحى شد كه هر گاه ديدى فقر به تو رو آورد بگو مرحبا به شعار صالحين و هر گاه ديدى كه ثروت به تو روآورده
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 372
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٧٢