تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
خير زياد بر حسد باد چقدر حسد عادل و دادگر است كه اول صاحبش را ميكشد . و بعضى از بزرگان گفته‌اند كه سپاس و حمد خداى را كه حسد را در دل زمامداران قرار نداد و گر نه تمام مردم را نابود ميكردند و روايت شده فرشته اى است در آسمان پنجم كه اعمال بندگان از نظر او ميگذرد چه بسا عملى را از نظر او ميگذرانند كه مانند خورشيد ميدرخشد پس آن عمل را برميگرداند و ميگويد در اين عمل حسد است آن را بزنيد به صورت صاحبش و نديدم ستمگرى را شبيه تر بمظلوم از آدم حسود . و هر كسى راهى براى اينكه خدا از او خشنود باشد دارد مگر آدم حسود كه راهى بسوى خوشنودى خدا ندارد زيرا كه حسود را چيزى خوشنود نميكند مگر زوال نعمت از ديگران و از نشانه‌هاى حسد اين است كه حسود خودش را نكوهش مىكند كه چرا نعمت از محسود زايل نشد و از نشانه‌هاى ديگر حسود آنست كه هر گاه محسودش را به بيند . تملق و چاپلوسى مىكند و هر گاه از نظرش پنهان مىشود بدگوئيش را كند . و روايت شده حضرت موسى مردى را ديد كه بر فراز عرش قرار دارد موسى بر آن مقام رشك برد و عرضكرد پروردگارا بچه عملى اين مرد بدين مقام رسيده چه خوبى در اوست كه از سكَّان سايه عرش گرديده خطاب رسيد كه اين مرد حسد نورزيده شخص حسود هر گاه نعمتى را به بيند حيران و سرگردان مىشود و هر گاه به بيند سختى