تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نداشته باشند . بعضى از غلامان به آن حضرت خبر دادند كه چشمه اى در يكى از باغها آبش چنان ميجوشد مانند گردن شتر از آن چشمه آب بيرون مىپرسد سه مرتبه فرمود وارثهاى آن چشمه را مژده دهيد سپس حضرت چند گواه طلب كرد و آنان را گواه گرفت كه اين چشمه را در راه خدا وقف كردم تا پايان دنيا و فرمود : اين كار را كردم تا آتش را از چهره ى من دور كند . معويه همان نخلستان را از حضرت امام حسن عليه السّلام به دويست هزار دينار خريدارى كرد حضرت فرمود چيزى از آن را نمىفروشم چه پدرم آن را در راه خدا وقف كرده و هيچ گاه از براى حضرت امير المؤمنين دو كار روى نميداد كه رضا و خوشنودى خدا در آن بود مگر اينكه حضرت مبادرت به كار سختتر ميفرمود و حالش چنين بود كه هر گاه دو سجده ى شكر بجا مىآورد در حال سجده غش ميكرد از خوف خداى تعالى و حضرت فاطمه عليها السّلام در نمازش از ترس و بيم خدا ميلرزيد و حضرت على بن الحسين عليه السّلام صورتش در نماز تغيير ميكرد از ترس خداى تعالى . و لقمان به پسرش فرمود : پسرك من بترس از خدا بطورى كه اگر ثواب تمام جن و انس را دارى باز هم از عذابش ايمن نباشى و اميدوار باش به خدا بطورى كه اگر گناه تمام جن و انس را داشته باشى اميدوار باشى كه ترا بيامرزد . و حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود : اى پسر آدم تو هميشه