بنويسى عرضكردم بلى فرمود بنويس آنچه را كه ميگويم : سپس فرمود :
لا تجزعنّ لوحدة و تفرد
و من التفرد في زمانك فازدد
فسد الاخاء فليس ثمة اخوة
الا التملق باللسان و باليد
و اذا نظرت جميع ما بقلوبهم
ابصرت ثم نقيع سم الاسود
فاذا فتشت ضميره من قلبه
وافيت عنه مرارة لا تنفد
1 - از تنهائى و گوشه نشينى جزع مكن و از تنهائى و گوشه نشينى خود توشه برگير .
2 - برادران فاسد شدند و در آنجا برادرى نيست جز چاپلوسى و تملق بوسيلهء دست و زبان .
3 - اگر بدلهاى تمامشان نگاه كنى در آن دلها خواهى ديد زهرهاى كشنده ى مار سياه .
4 - پس هر گاه بازجوئى كنى از دلش ناراحتى تمام نشدنى خواهى ديد .
و كناره گيرى در واقع دورى از صفتهاى نكوهش شده و بد است و چيزيست كه بواسطه آن علوم و معارف دينى بدست مىآيد كناره مىكند بعد اساس دينش را بر پايه ى استوارى بنا مىكند و براى كسى كه از مردم دورى مىكند سزاوار است كه سرگرم ذكر خدا باشد و انديشه كند در آفريدههاى خدا و گر نه گرفتار بلا و فتنه خواهد شد .
اگر چنين شد در پيش او دانشى مىباشد كه وسوسههاى شيطان را از او دور كند و شكى نيست كه درين هنگام خير دنيا و آخرت