و نيز به حضرت رسول گفته شده كه فلانى شب را خوابيد تا اينكه صبح شد فرمود : اين مرديست كه شيطان در گوشش ادرار كرده از خواب بيدار نخواهد شد و بعضى از پارسايان چنين بود كه تمام شبش را نماز ميخواند و چون سحر ميرسيد چنين ميگفت :
الا يا عين ويحك و اسعدينى
به طول الدّمع في ظلم اللَّيالي
لعلك في القيمة ان تفوزي
بحور العين في قصر اللَّئالى
اى ديدگان واى بر تو مرا خوشبخت كنيد به سبب ريختن اشك در دلهاى شب تار .
شايد تو در روز قيامت بهره اى ببرى در كاخهاى بهشتى از حوريان آنجا .
و بعضى از مردان خدا گفته در خواب ديدم كه گويا در كنار نهرى باشم كه عطر از آن جاريست و در اطراف آن نهر درختانى از لؤلؤ و نيستانى از طلا ناگاه كنيزانى آرايش كرده كه لباسهائى از سندس بهشتى پوشيده بودند ديدم گويا كه صورتشان ماه شب چهارده بود و آن كنيزان « سبحان المسبّح بكلّ لسان سبحانه سبحان الموجود في كلّ مكان سبحانه سبحان الدّائم في كل الازمان سبحانه » ميخواندند .
به آنها گفتم : شما چكارهايد ؟ پس اين شعر را گفتند :
( ذرأنا إله النّاس ربّ محمّد
لقوم على الاطراف بالليل قوّم
( يناجون رب العالمين الههم
و تسرى همول القوم و النّاس نوّم
آفريده است ما را خداى محمّد براى كسانى كه شب زنده دارى ميكنند .