تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
* ( « وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْه تَحِيدُ ) * » ( 1 ) و آمد مستى مرگ به حق و راستى اين است آنچه كه بودى از آن مىگريختى سپس از كاخها بسوى گورستان كوچ كنى تك و تنها بمانى روزگارها بر تو بگذرد مانند اسير تا نفخه صور گرفتار باشى « * ( وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ » ) * ( 2 ) و دميده شود در صور اين است روزى كه بشما وعده داده شده . درين هنگام است كه بدنهاى در ميان خاكها برگردند و به يكديگر ذرات پراكنده ى در دل خاكها متصل شوند بقدرت خدا و همه ى آنها را گرد آورد و در صور دميده شود صداى صور را بشنوند * ( « وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ ) * » ( 3 ) و بيايد هر نفسى كه به او است كشاننده و گواهى دهنده اى . و در اين روز برادر تو از تو فرار كند و تو از برادرت فراموش كنى و دورى كند از تو رفيقت و دوستانت ترا از پيش خود برانند و از تو دور شوند و خوبيهاى ترا انكار كنند و مىبينى هول و وحشتها كه صداى فرياد ترا بلند كند و فراموش مىكند ترا زن و فرزند « * ( لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ) * » ( 4 ) بتحقيق تو ازين روز غافلى پس از پيش چشم تو پرده را برداريم ديده ات در اين روز تيز است و اشك حسرت درين روز جارى ميكنى و از حسرت
هامش
( 1 ) ق 18 . ( 2 ) ق 19 . ( 3 ) ق 20 . ( 4 ) ق 21 .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 197 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى