* ( وَوُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيه وَيَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها ) * ( 1 ) و نامهء عمل تبه كاران در مقابلشان نهاده مىشود پس مىبينى آنان را ترسندگان از چيزهائى كه در آن نامه است و ميگويند واى بر ما اين چه نامه اى است كه عمل كوچك و بزرگ من در آن فروگذار نشده .
خداى تعالى تكرار فرموده است يادآورى روز رستاخيز را در جاهاى بسيارى و سوره اى در قرآن كمتر پيدا مىشود كه يادى در آن سوره از آن روز نشده باشد بواسطهء اينكه اين يادآورى قيامت رساتر باشد در ترساندن مردم و پافشاريش بيشتر باشد در واجب بودن حجت بر مردم و نيز وسيلهء بينائى و مهربانى بر آنان باشد از جهت ترساندن و پوزش طلبيدن بسوى آنان و نيز پند و اندرزيست مر ايشان را پس دور انديشى آن روز را كنيد و دلها را براى آن روز مهيا كنيد بىخبران نباشيد زيرا كه خداى تعالى ميفرمايد : * ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ) * ( 2 ) آيا آيات قرآن را انديشه نميكنند يا آنكه بر دلهايشان قفلها است .
پس اى برادر آگاه شو به وسيلهء دور انديشى و فكر و بينائى و اندرز و عبرت گرفتن زيرا رسول اكرم فرموده است : كه فتنهها و آشوبهاى تاريككننده مانند پارههاى شب بيايد شما را ، عرضكردند اى رسول خدا در آن هنگام رهائى مردم از فتنهها در چيست ؟ فرمود :
بر شما باد به قرآن زيرا هر كس قرآن را رهنماى خويش قرار دهد قرآن
هامش
( 1 ) كهف 47 .
( 2 ) محمد 26 .