و قدّم ما ملكت و أنت حى
امير فيه متبع مطاع
( و لا يغررك من توصى اليه
فقصر وصية المرء الضياع
( و مالى أن املك ذاك غيرى
و اوصيه به لو لا الخداع
1 - بهره برگير از دنيا كه دنيا متاع و كالائيست همانا همت باقى نخواهد ماند .
2 - و پيش فرست از آنچه مالكى و حال اين كه تو زنده اى و صاحب اختيار هستى كه فرمانت اجرا و اطاعت مىشود .
3 - و فريب ندهد ترا كسى كه به او وصيت ميكنى كه خيلى از وصاياى مرد ناقص ماند و تباه گرديد .
4 - و عذرى براى من نبود كه اين مال را به ديگرى بدهم و به او در بارهء مصرفش وصيت كنم اگر فريب نميداد .
اذا ما كنت متّخذا وصيا
فكن فيما ملكت وصى نفسك
ستحصد ما زرعت غدا و تجنى
اذا وضع الحساب ثمار غرسك
1 - هر گاه خواستى وصى و جانشينى براى خود بگيرى پس در دارائى خود وصى نفس خويش باش .
2 - به زودى درو كنى آنچه را كه كاشته اى روز قيامت ، و ميوه نهالى كه كاشته اى بچينى روز حساب .