يد الشمال
- ايدى سبا .
يد اللّه .
خداوند فرموده :
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
« 1 » به اقتباس از اين آيه ، در « التمثيل و المحاضرة » آمده :
و ما من يد الّا يد اللّه فوقها * و لا ظالم الّا سيبلى به ظالم
يعنى : دست خدا بالاى هر دستى است و هر ستمكارى سرانجام به ستمگرى گرفتار آيد در بخارا - هنگامى كه بكر بن مالك به فرماندهى سپاه خراسان گماشته شد ، اين شعر مرادى را براى من خواندند :
قلّد الجيش سيّد * هو جيش على حده
يد بكر و سيفه * و يد اللّه واحده
يعنى : مهترى را - كه به تنهايى برابر سپاهى بود - به فرماندهى سپاه گماردند .
دست و شمشير بكر ، و دست خدا يگانه است .
يد اعدل .
( دو دست عدل ) و او عدل بن سعد العشيره است كه از سرهنگان و شحنگان تبّع بود ، و هر گاه تبّع بر آن مىشد كسى را بكشد ، عدل را به دنبال او روانه مىكرد ؛ از آن روى در آن روزگار دستهاى عدل مثل گشت ، و مردم هر گاه از چيزى اميد مىشستند مىگفتند : در دست عدل است . و من خود از ابو بكر خوارزمى به ياد دارم كه در نكوهش قاضيان و عدول مىگفت : هر چه به دست قاضى و عدول افتد ، به دست عدل [ ابن سعد ] افتاده .
يد موسى :
دست موسى . چيز سفيد و زيبا و درخشنده را بدان مثل زنند . زيرا خداوند در قرآن - در داستان موسى ( ع ) فرموده :
« اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ »
« 2 » شاعرى در غزلى گفته :
لك صدغ كانّه قلب فرعو * ن و وجه كانّه يد موسى
و فم قد اتى ببرهان عيسى * فهو بالطيّب منه يحيى النفوسا
هامش
( 1 ) - سورهء فتح - 10 .
( 2 ) - سورهء قصص - 32 .