كركدنّ هند
كساء آل محمّد .
يعنى : اى سرزنشگر من [ بدان كه ] محبّت اهل كساء به تن من جامهء پرهيزگارى پوشانيد . امّا داستان كساء - آن گونه كه راويان گفتهاند - چنين بود كه ، جماعتى از نصاراى نجران پيش پيامبر ( ص ) آمدند و گفتند : اى محمّد ! تو را چه شده كه از عيسى بد مىگويى و او را بنده مىخوانى ؟ گفت ، بلى ، عيسى بنده و رسول خدا و روح اللّه بود و كلمهاى كه او را در وجود مريم نهاد . گفتند : يكى ديگر نشان ده كه مرده زنده كند و نابينا و برصدار را درمان كند و از گل چيزى پرنده گون بيافريند تا ما با تو در آن كه او پسر خدا نبود و رسول خدا بوده ، همدل گرديم . پيامبر ( ص ) فرمود : پناه به خدا - اگر او را فرزند يا انبازى باشد ! آن نجرانيان دست بردار نبودند و ستيزه رايى مىكردند تا اين آيه فرود آمد : « فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ » « 1 » پيامبر به آنها پيشنهاد مباهله كرد - يعنى همديگر را