زهد الحسن .
زهديّات ابى العتاهية
زهو الذّباب .
جاحظ گفته : أزهى من ذباب ، يعنى : فلان ، از مگس نيز خودپسندتر و نازندهتر است . و اين از آنجا است كه مگس روى بينى پادشاه گردنكش يا گوشه چشمش مىنشيند تا بخورد و چون برانند ، دور نمىشود . گويند وقتى منصور خطبه مىخواند ، مگسى آمد و روى بينى او نشست ، و چون خلفاء در حال خطبه در روى منبر دست خود را تكان نمىدادند ، منصور سر خود را تكان داد تا مگس را براند . مگس پريد و روى سرش نشست . منصور سر خود را تكان داد ، مگس بلند شد و روى چشمش نشست ، منصور سرش را تكان داد ، مگس روى چشم ديگرش نشست ، سرانجام منصور به تنگ آمد و با دست مگس را راند . چون از منبر پايين آمد از عمرو بن عبيد پرسيد : خداوند پشه را براى چه آفريده ؟ عمرو جواب داد : تا گردنكشان را بيچاره كند و پس از آن اين آيه را خواند كه : « وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ