و نصرت - و واپوشد - كفّارت كند - از شما « 1 » بد كرداريهاى شما از گناهان خورد ، و بيامرزد شما را گناهان بزرگ ، و خدايست خداوند افزونى منّت بزرگ ور بندگان بآمرزش « 2 » *
30 - و ياد كن كه نسازش بد ميكردند در دار ندوه بهلاك كردن ترا آن كسها كه ناگرويده شدند در مكّه تا در جاى بدارند در بند و زندان يا تا بكشند ترا يا تا بيرون كنند ، و نسازش و سگالش بدى كنند بجاى تو و نسارش و سگالش عذاب ايشان مىكند خداى عزّ و جلّ ، - روز بدر - و خدايست بهترين همه نسازش و سگالش كنندگان « 3 » *
31 - و چون برخواند ور ايشان « 4 » آيتهاى ما گفتند « 5 » كافران :
بدرستى بشنيديم ؛ اگر خواهيم حقّا كه بگوييم ما مانند اين ! نيست اين مگر افسانها و نوشتهاى پيشينگان « 6 » *
32 - و ياد داريد كه گفتند كافران : اى بار خداى اگر هست اين قرآن درست و راست آمده از نزديك تو ور محمّد « 7 » پس فرو باران ور ما سنگهاى « 8 » از آسمان يا بيار بما عذابى ، يا شكنجهاى دردناك *
33 - و نه سزاوار بود از خداى كه « 9 » عذاب كند ايشان را و تو ، يا محمّد ، در ميان ايشان مقيماى ، و نبود و نخواهد بود خداى عزّ و جلّ
هامش
( 1 ) - جدايى ميان حق و باطل و بپوشاند از شما . ( صو ) - جدايى از گناه و كفاره كند از شما . ( نا )
( 2 ) - و بپوشد از شما گناه شما و بيامرزد شما را ، خدايست خداوند فصل بزرگ . ( خ )
( 3 ) - كه مىسگالند به تو كافران تا بزندان كنند ترا يا بكشند ترا يا بيرون كنند ترا ، همى سگالند و همىسگالد خداى و خدايست بهتر سگالندگان . ( خ )
( 4 ) - چون برخوانده آيد بريشان . ( خ )
( 5 ) - گويند . ( صو .
نا )
( 6 ) - افسانهاى پيشينيان . ( خ ) - نبشتگيهاى پيشينيان . ( صو ) - فسانهاى پيشينيان . ( نا )
( 7 ) - اگر هست اين ، يعنى محمد و قرآن حق و راستى از نزديك تو . ( نا )
( 8 ) - نسود سنگ . ( خ )
( 9 ) - و نباشد خداى كه . ( خ )