11 - چون ور پوشيد شما آن خواب نرم را وى بيم گردانى را « 1 » ازان و فرود آورد ور « 2 » از آسمان آب باران تا پاك كند شما را بدان ، و تا ببرد از شما پليدى آن ديو « 3 » ، و تا در بندد صبر در دلهاى شما « 4 » ، و تا به جاى بدارد بدان پايهاى را « 5 » *
12 - چون نمود كرد بالهام دادن « 6 » خداوند تو سوى فريشتگان حقّا كه منم واشما « 7 » زود بداريد بجاى انكسهاى كه بگرويدند « 8 » .
زودا كه در افكنم در دلهاى انكسها كه كافر شدند بيم را ، و مىزنيد شمشير را زور گردنهاى و مىزنيد شمشير را ازين ايشان و هر سرها [ ى ] دست و پاى « 9 » *
13 - آنست براى آنكه ايشانند كه جدا وا شدهاند از دين خداى و پيغمبر او ؛ و هر كى جدا شود خداى را و پيغمبر او [ را ] پس حقّا كه خداى سخت شكنجه است *
14 - پس مىچشيد آن ؛ حقّا كه مر ناگرويدگان راست شكنجهء
هامش
( 1 ) - ظاهرا : بيم گردانى ، يا ، بىبيم كردنى را - چون بپوشانيد شما را خواب ، امن كردنى از وى . ( صو ) - كه بر پوشيد شما را خواب ايمنى ازو . ( خ )
( 2 ) - بر شما .
( خ . صو ) : و ظاهرا متن « ور شما » بوده است .
( 3 ) - عذاب ديو . ( صو ) - عقوبت ديو .
( نا ) - عذاب پليدى ديو . ( خ )
( 4 ) - و تا استوارى افكند يا بر بندد بر دلهاى شما . ( صو ) - و ببندد بر دلهاى شما . ( خ )
( 5 ) - و استوار گرداند بدان پاشنهها را . ( صو )
( 6 ) - كه وحى كند . ( خ . نا ) - چون و مىفرستاد . ( صو )
( 7 ) - كه من با شماام .
( صو )
( 8 ) - تا بر جاى بدارد مؤمنان را . ( خ ) - استوار گردانيد آن كسها را كه بگرويدند . ( صو )
( 9 ) - بزنيد زبر گردنها و بزنيد زيشان هر پارهء . ( خ ) - بزنيد از بر گردنها و بزنيد از ايشان همه اندامى . ( نا ) - بزنيد زبر گردنها و بزنيد از ايشان هر سر انگشتى . ( صو ) در متن : « زور » - زبر .