نيرويى ببخشند . در دينكرد « 1 » اشارت رفته است ، كه خسرو پرويز هوشيارترين موبدان را فرمود ، تا تفسيرى نو بر كتاب اوستا بنگارند . ماركوارت « 2 » در تفسير فصل اول ونديداد ، اشاراتى راجع باحوال سياسى ايران بعد از سال 591 يافته است ، يعنى پس از آنكه حدود ايران و روم را خسرو و قيصر معين و ثابت كردند .
ابدا نمىتوان گفت ، كه خسرو پرويز شخصا علاقه تامى راجع بمباحث الهى و مسائل دينى داشته است ، ولى ممكن است براى مقاصد سياسى لازم ديده باشد ، كه اهتمامى در باب دين زردشتى نشان بدهد ، و بدگمانى روحانيان را نسبت به اعتقادات خود بر طرف كند . طبرى گويد « 3 » خسرو آتشكدهها ساخت و در آنها 12000 تن هيربذ براى تلاوت ادعيه جاى داد ، ولى اين قبيل اعداد كامل ، كه مورخان آوردهاند ، مبناى تاريخى ندارد .
هجوم روميان در زمان هرقل به خاك ايران در احوال عيسويان اثر بخشيد . موافق روايت كتاب گمنام گويدى « 4 » ، خسرو سوگند خورد ، كه اگر در اين جنگ پيروز شود ، در سرتاسر كشور كليسايى يا « ناقوس كليسايى » را بر پاى نخواهد گذاشت .
در هرحال ، هم نسطوريان و هم يعقوبيان ، دچار تعقيب و فشار شدند . در اينوقت بود ، كه بفرمان خسرو يزدين را بدار آويختند ، و زنش را شكنجه كردند ، و اموالش را به تصرف آوردند . يكى از فرزندان يزدين ، شمطا نام ، « 5 » در شورشى ، كه منتهى بخلع و قتل پرويز شد ، از پيشقدمان بود .
هامش
( 1 ) - هوك ، تحقيقات در زبان پهلوى ،Haug , Essay on Pahlavi، ص 147 ، كه در فقه اللغه ، 2 ، ص 34 نيز نقل شده است .
( 2 ) - ايرانشهر ، ص 163 .
( 3 ) - ص 42 - 1041 ، نلدكه ، ص 353 .
( 4 ) - ترجمه نلدكه ، ص 28 .
( 5 ) - مقايسه شود با توماس مرگايى ، كتاب حكام ، ترجمه واليس بوج ( لندن 1893 ) ص 81 و بعد .