از اين گذشته مىتوانيم حدس بزنيم ، كه فرمانهاى اجتماعى كواذ ، كه در نخستين دوره پادشاهى خود صادر كرد ، در اوضاع خاندانهاى نجبا چندان تأثير محسوسى نداشته است ، چه اگر در نتيجه اين فرمانها در امور اجتماعى آن دوره اختلالى حاصل شده بود ، چون ژاماسپ بعد از خلع كواذ بتخت نشست ، از آنجا كه پادشاهى ملايم و ضعيف بود ، البته دچار مشكلاتى ميشد . و آثار آن مشكلات در منابع تاريخى ما به نظر ميرسيد . اما نه مؤلفان آن عصر ، نه مورخان عرب و ايرانى ، كلمهاى راجع باغتشاش و آشوبهاى اجتماعى آن دوره ننوشتهاند و هيچ اثرى معلوم نيست ، كه دولت براى دفع شورشى و خاموش كردن آتش انقلابى محتاج باقدامى شده باشد .
هرج و مرجى ، كه از زمان شكست فاحش پيروز و دوره سلطنت ولاش ، كه پادشاهى ضعيف بود ، شروع شد ، در سالهاى نخستين عهد كواذ هم دوام داشت .
اينكه در كتاب منسوب باستيليتس آمده است ، كه كواذ ( زنديق ) ارامنه را مورد تضييق و فشار بسيار قرار داد ، تا مجبور بستايش آتش شوند ، به نظر صحيح نمىآيد .
لكن چون صلحى ، كه گشنسپداذ با ارمنيان كرد ، براى خاموش كردن منازعات دينى و سياسى كافى نبود « 1 » ، مجددا جنگ درگرفت و سپاه كواذ بدست ارامنه مغلوب گرديد . كاديشيان « 2 » و تموريان « 3 » كه از عشاير كوهستانى ايران بودند ، شورش كردند و قبايل عرب در خاك ايران تركتاز نمودند ؛ مقصود از اين اعراب قبايلى است ، كه امير حيره ، كه اتباع وفادار شاهنشاه بود ، نتوانست دفع كند . كواذ از امپراطور روم آناستاسيوس حقوق خود را مطالبه كرد ، مبنى بر اينكه دولت روم بايد قسمتى از
هامش
( 1 ) - بالاتر ص 318 را بهبينيد .
( 2 ) -KadisheensكادشKadishدر منطقه سنجار و نصيبين ، ظاهرا يك طايفه از هفتاليان بوده است ( نگاه كنيد نلدكه ، مجله شرقى آلمان ، 33 ، ص 157 و ما بعد ، ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 77 و ما بعد ) .
( 3 ) -Tamureen