كه پرستش غالب واجب است . اين بوندس بايران سفر كرد و بدعوت پرداخت .
ايرانيان كيش او را « 1 » ( تون داريس ثنون ) ، يعنى دين خداى خير گفتهاند ، كه در زبان پهلوى آيين دريست دينان « 2 » مىشود « 3 » و ملالاس « 4 » كواذ را در جاى ديگر بيونانى چنين خوانده است « 5 » : ( كواذس هودراس ثنوس ) صورت صحيح آن : ( هودريس ثنوس ) مىشود . اين لقب ، كه حاكى از پيروى كواذ از مذهب مزدكى است ، در كتب عرب و ايرانى ، كه مأخذ آنها خوذاى نامگ بوده ، باشكال مغلوط ضبط شده است .
هامش
( 1 ) -ton Daristhenon( 2 ) -deristdenan( 3 ) - در فارسنامه ابن بلخى ( ص 81 ) آمده است ، كه مزدك زنديق اباحت پديد آورد و آن را مذهب عمل نام نهاد .
( 4 ) - مينوى ، همان كتاب ، ص 633 .
( 5 ) - شكل دريستderist( بجاى درست( dosust) در قطعات تورفان ديده مىشود )M , 475بيت 8 وM 74، بيت 8 ، مقايسه شود با ندسكو در « جهان شرق » ، 15 ، ص 209 ) . نلدكه در يك ملاحظه سطحى ( طبرى ، ص 457 ، يادداشت 1 ) در انتخاب بين دو شكل درست دينderust - denو درزد دينdarazd - denترديد دارد ، اما شكل اخير را ترجيح داده است ، ولى بايد دانست كه نقطه درزد ، كه در زبان پهلوى و فارسى لفظ اوستايى زررداzarazdaبايد گذارده شده باشد در هيچيك از متون پهلوى به نظر نرسيده است . به عكس كشف شدن كلمه دريستderistحدس ما را راجع به صحت كلمه دريست دينderiist - denبيشتر تقويت مىكند . صورت اين دو كلمه در تواريخ عربى و فارسى نيز حاكى است ، كه اين لفظ در واقع داراى كسره( I )بوده است . لفظ دريست دينderist - den، يعنى « دين حقيقى » معادل ويه دين- den Veh« دين بهى » است ، كه زردشتيان دين خود را بدان مىناميدهاند . بنابر عقيده تاواديا ، كه راى هرتل را پذيرفته است ( ر ك ص 45 يادداشت 1 كتاب حاضر ) ، معناى حقيقى ويهدين در اصل « دين روشنايى » بوده است . ( مطالعات هندى و ايرانى ، تقديم به ويلهلم گيگر ، ص 245 و ما بعد ، و « سورسخون » ، ص 50 ) . بهر صورت معناى ويهدين در عصر ساسانى « دين خوب » بوده است .