تمام بدن فرومىكردند « 1 » و دائم سركه و خردل در دهان و چشم و منخرين آنها ميريختند تا مرگ فرارسد « 2 » . يكى از ادوات كثير الاستعمال شانهء آهنين بود ، كه گوشت تن محكوم را با آن مىكندند . براى افزايش درد و شكنجه بر استخوانهايى ، كه نمايان شده بود ، نفت مىريختند و آتش مىزدند . شكنجهء چرخ و اعدام بر روى خرمن هيزم كه بر آن نفت ريخته و مهياى آتش گرفتن بود ، در رديف شكنجههاى ايران مذكور است و از آن گذشته اكثر اين شكنجهها را در حقوق جزاى هند باستانى مىتوان ديد « 3 » .
دهشتناكترين شكنجهها شكنجهء معروف به « نه مرگ » بود ، كه تفصيل آن از اينقرار است : جلاد به ترتيب انگشتان دست و انگشتان پا و بعد دست را تا مچ و پا را تا كعب و سپس دست را تا آرنج و پا را تا زانو و آنگاه گوش و بينى و عاقبت سر را قطع ميكرد « 4 » . اجساد اعدامشدگان را نزد حيوانات وحشى ميافكندند « 5 » .
گاهى محبوسين عيسوى را بوعدهء آزادى يا استرداد اموال مضبوطه وادار باعدام همكيشان خود مىكردند « 6 » . مجازاتهاى ديگرى نيز وجود داشت از قبيل توقيف اموال شخصى مقصر « 7 » و اعمال شاقهء ، كه عبارت بود از راهسازى و سنگشكنى و درختبرى و قطع چوب براى آتش مقدس و غيره « 8 » .
هامش
( 1 ) - هوفمان ، ص 55 .
( 2 ) - هوفمان ، ص 56 .
( 3 ) - ر كDand Ins Dac , Akum Racaritamترجمه مير ، ليپزيگ ، ص 36 و ما بعد .
( 4 ) - هوفمان ، همانجا ؛ لابور ، ص 61 .
( 5 ) - لابور ، ص 62 .
( 6 ) - ايضا ص 61 و بعد .
( 7 ) - لابور ، ص 111 ، مقصر ، كه از اشراف بوده محكوم شد كه از پستترين غلامان خود اطاعت كند و بعلاوه زن خود را هم به او واگذار نمايد .
( 8 ) - لابور ، ص 114 و 130 .