هلاك همه خويشانش مىشود » . در نكاذوم نسك « 1 » مقرراتى هست راجع باشخاصى كه متهم ببعضى گناهان شدهاند و طرز تعقيب آنان را ذكر كرده است مثل سرقت و راهزنى و خسارات مختلف و قتل و زنا و تهديد بزنا و توقيف غير قانونى و محروم نمودن از خوراك و كاستن مزد كارگران بر خلاف قانون و خساراتيكه بر شخص از جادوگران و غيره برسد . مسائل حقوقى ديگرى از قبيل حدود مسئوليت طفل و تحريك ، بقتل اجنبى و غيره در اين نسك مورد بحث قرار گرفته است ، لكن در خلاصه دينكرد فقط اشارات مختصرى ديده مىشود و غالبا بتفصيل نپرداختهاند .
از اين خلاصه معلوم مىشود ، كه چون سارقى را در حين ارتكاب جرم دستگير مىكردند ، او را بمحكمه مىكشيدند و شيئى دزديده را به گردن او مىآويختند « 2 » و او را بزنجير مىبستند و بزندان مىافكندند . عدهء زنجير بر حسب شدت جرم تغيير مىنمود و اعضايى از بدن را ، كه مرتكب آن جرم شده بود ، بيشتر مقيد ميكردند « 3 » . تحقيقا اين زنجيرها فقط براى جلوگيرى از محبوسين نبوده ، بلكه نشانه اجراى عدالت محسوب مىشده است . به موجب خلاصه نكاذوم نسك مرسوم نبوده ، كه به علت ارتكاب جرائم دينى ، بدست مجرمين خارجى يعنى غير زردشتى دست بند بندند « 4 » و احتمال ميرود ، كه اين فتواى شخصى بعضى از مفسرين باشد نه قانون عام . بهرحال در اعمال شهداى عيسوى غالبا مذكور است ، كه دستبند و زنجير و كند بر دست و پاى محبوسين عيسوى مىنهادهاند « 5 » . قاضى تحقيق هنگام استنطاق محبتى مجعول و گفتارى فريبنده به كار مىبرد ، تا مجرم را باعتراف وادار كند « 6 » . اگر
هامش
( 1 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 16 و ما بعد .
( 2 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 20 ، فقره 123 .
( 3 ) - ايضا ، كتاب 8 ، فصل 21 ، فقره 5 - 1 .
( 4 ) - ايضا ، كتاب 8 ، فصل 19 ، فقره 56 .
( 5 ) - مثلا هوفمان ، ص 61 .
( 6 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 21 ، فقره 10 .