تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
و چيز ديگر ، كه عيسويت مشرق را از عيسويت غرب جدا ميكرد ، تأسيس مكتب روحانيان در نصيبين بود . پس از آنكه مكتب الرها كاملا دستخوش عقايد نسطورى شد و بامر زنون امپراطور منحل گرديد ، برصوما اين مدرسه را تأسيس كرد . علامه نرسس « 1 » مشهور به « مبروس » برياست مكتب نصيبين انتخاب شد و اين مكتب از آن ببعد مركز اصول نسطورى محسوب گرديد . مرگ برصوما و فوت خليفه جاثليق آكاس ، كه در حدود 495 اتفاق افتاد ، نشانه ختم يكى از مهمترين ادوار عيسويت ايران است « 2 » . براى توضيح روابط بين عيسويت و ديانت رسمى ايران در قرون چهارم و پنجم بذكر عباراتى چند از زاخو مبادرت مىورزيم « 3 » . عيسويت در عهد ساسانى هميشه ، حتى در سخت‌ترين دوره‌هاى زجر و تعدى ، مجاز بوده است ، اگرچه گاهى بعضى از جوامع عيسوى در شهرها و دهات دستخوش آزار عمال ايرانى ميشده‌اند . عيسويان اصول دينى خود را در انجمنهاييكه در سنوات 410 و 420 در پايتخت كشور ايران تشكيل يافت ، با حضور دو نفر نماينده دولت امپراطورى بيزانس برقرار نمودند ، كه يكى ماروثا اسقف ميافارقين ( ميفرقط ) « 4 » بود و ديگرى آكاس اسقف آميدا « 5 » افرعت « 6 » خطب و مواعظ خود را در سخت‌ترين ايام جور و تعدى ، كه نسبت بعيسويان در زمان شاهپور دوم جارى بوده ، نوشته است و معذلك اثرى
هامش
( 1 ) -Narses( 2 ) - لابور ، ص 152 - 143 . ( 3 ) - راجع به وضع حقوقى عيسويان در دولت ساسانى ، گزارش‌هاى سمينار السنه شرقيه ، ج 10 ، جزوه 2 ، ص 72 و ما بعد .Von den reehtlichen Verhaltnisssen der Christen im Sassaanidenreich . Mttteilungen des Seminars fur . Orientalische Sprachen .( 4 ) -Maipherqat( 5 ) - در باب آكاس ر ك لابور ، ص 89 ، 93 ، 101 و بعد . ( 6 ) -Aphraat