بهرام كه گور مىگرفتى همه عمر * ديدى كه چگونه گور بهرام گرفت « 1 »
يزدگرد دوم پسر و جانشين وهرام صفات حسنه پدر را دارا نبود . بموجب روايت طبرى « 2 » در نطق آغاز سلطنت خود چنين فرمود ، كه مثل پدر بارعام طولانى نخواهد داد ، بلكه مايل است بگوشه رفته و در خير و صلاح مملكت بينديشد و در يكى از منابع سريانى نيز اين تغيير رسم ذكر شده است ، مىنويسد از زمان قديم معمول بود كه هر يك از عمال دولت حق داشت در نخستين هفته ماه شخصا بحضور شاه رفته و راجع به بيعدالتى يا اسرافى ، كه واقع شده ، مطالبى بعرض رساند . يزدگرد دوم اين رسم باستانى را برانداخت « 3 » .
جنگ كوتاهى كه با دولت بيزانس در آغاز سلطنت يزدگرد ( 422 ) واقع شد بدون حادثه مهمى بپايان رسيد و معاهدهء صلح در اساس اوضاع سابق تغييرى پديد نياورد « 4 » .
اگر بمندرجات اعمال شهدا بتوان اعتماد كرد ، يزدگرد در آغاز نسبت به عيسويان مهربان بود ، لكن در سال هشتم سلطنت پس از آنكه دختر خود را ، كه به زنى گرفته بود ، كشت و چند تن از نجبا را بقتل رسانيد « 5 » ، در رفتار او نسبت بعيسويان تغييرى حاصل شد . در اعمال شهدا اسامى اين اشخاص ذكر نشده ، لكن ميتوان حدس زد ، كه مقصود كسانى بودهاند ، كه عيسويت اختيار كرده يا ميخواستهاند اختيار كنند .
نميتوان تصور كرد ، كه از طرف شاه نسبت بقدرت بزرگان عموما مخالفتى به عمل آمده
هامش
( 1 ) - ر ك آرتور كريستنسن ، تحقيقات انتقادى راجع برباعيات عمر خيامin the Rubaiyat of Umar - i - Khayysm Critical Studiesص 75 ، شماره 44 وهرام در فارسى جديد بهرام شده است .gurتلفظ فارسى جديد است ، كه در پهلوىgorبوده است .
( 2 ) - ص 871 ، نلدكه ، ص 113 .
( 3 ) - هوفمان ، ص 50 .
( 4 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 116 ، يادداشت 2 .
( 5 ) - هوفمان ص 50 . لابور ، ص 126 .