تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
چند سال بعد يهبلاها « 1 » جانشين دوم اسحق به قسطنطنيه فرستاده شد ، تا روابط بين دولتين را استوارتر كند . وى با هداياى زياد از اين سفر بازگشت و آن هدايا را در مرمت كليساى سلوكيه تيسفون و بناى كليساى جديدى در همان شهر صرف نمود . با وجود نتايج بزرگى ، كه در ظل حمايت يزدگرد بدست آمد ، منازعاتى كه در ميان فرقه‌هاى عيسوى ايران موجود بود ، خاتمه نيافت و دو مجمعى كه بسال 420 منعقد شد ، اين اختلاف بشدت بروز نمود « 2 » . مسالمتى ، كه يزدگرد اول در روابط خود با عيسويان اظهار ميكرد ، بلاشك معلول جهات سياسى بود ، زيرا كه با استوار كردن بنيان صلح ايران و روم ميتوانست مساعى جميله در تحكيم اقتدار سلطنت خويش به كار برد ، ولى علاوه‌بر اين ضرورت سياسى ميتوان گفت ، كه طبعا يزدگرد مايل بمسامحه در امور ديانتى بوده است . نسبت بقوم يهود هم ، كه اهميت سياسى نداشت ، خوش‌رفتارى مىكرد « 3 » . اين شهريار شوشيندخت « 4 » ( ؟ ) دختر ريش گالوتارا بزنى گرفت « 5 » . اگر يزدگرد در اواخر سلطنتش رفتار خود را نسبت بعيسويان تغييرى داد ، گناه از اينان بود . عيسويان از فرط جسارت و وقاحت چندان ايرانيان را رنجيده خاطر كردند كه پادشاه چاره جز سختگيرى و تنبيه نديد . مثلا در شهر هرمزد ارد - شير واقع در خوزستان يكنفر روحانى عيسوى حشو « 6 » نام جرأت كرد ، كه با رضايت
هامش
( 1 ) -Yahbalaha( 2 ) - لابور ، ص 103 - 100 . ( 3 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 75 ، يادداشت . ( 4 ) -Shoshendukht( 5 ) - ر ك بالاتر ص 54 ؛ ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 53 ، يادداشت 1 ؛ لوئى گرى ، جهودان در ادبيات پهلوى ، از انتشارات چهاردهمين كنگره بين المللى مستشرقين ، 1 ( پاريس 1906 ) ص 190 و بعد . ( 6 ) -Louis H , Grey , The lews in pahlavi Literature .
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 370 | رشيد ياسمى / آرتور كرستين سن