از فهرستى ، كه يعقوبى و مسعودى در كتاب التنبيه از صاحبان مناصب بدست مىدهند ، ميتوان بر تغييراتيكه در نيمه اول قرن پنجم واقع شده ، اطلاع حاصل نمود . صورتى كه يعقوبى نقل كرده ، ظاهرا مربوط باوايل آن قرن و تقريبا مقارن زمان سلطنت يزدگرد اول است « 1 » . بلافاصله بعد از شاهنشاه « 2 » اسم وزرگ فرمذار را مىبرد و سپس موبدان موبد و بعد از هيربذ [ ان هيربذ ] و آنگاه از دبيربذ و پس از آن سپاهبذ كه يكنفر پاذگوسپان « 3 » در تحت فرماندهى خود داشته است ، سخن مىراند . مؤلف اضافه مىكند ، كه فرمانده ولايت را مرزبان و حاكم بخش را شهريگ و افسران سپاه را اساوره « 4 » و قضاة صلح را شاهريشت ( ؟ ) و رئيس شوراى ادارى ايران آماركار « 5 » ميخواندهاند .
بموجب مندرجات كتاب التنبيه مسعودى ، كه نقل از گاهنامگ است « 6 » و تقريبا حاكى از اوضاع ايران در عهد يزدگرد ثانى است 1 ، وضع مراتب در اواسط قرن پنجم از اينقرار بوده است « 7 » 1 : - موبدان موبد ( كه معاون او هيربذ [ ان هيربذ ] بوده ) ، 2 وزرگ فرمذار ، 3 - سپاهبذ « 8 » ، 4 - دبيربذ ، 5 - هتخشبذ كه واستريوش [ بذ ] نيز ميخواندهاند ( يعنى محافظ و رئيس همه كسانى كه كار دستى مىكنند از قبيل صنعتگران و كشاورزان و تجار غيره . ) اين پنج نفر « رئيسان و هاديان دولت و واسطه بين شاه و رعيت بودند » ، كه ما هيأت وزراء كشور مىناميم . اينان نمايندگان طبقات چهارگانه
هامش
( 1 ) - ر ك ضميمه دوم .
( 2 ) - چاپ هوتسما ، ج 1 ، ص 202 .
( 3 ) - ر ك فصل دوم ، قسمت تشكيلات ادارى .
( 4 ) - پهلوى اساوره اسواران يا اسوارگان مىباشد .
( 5 ) - ر ك اواخر ضميمه دوم .
( 6 ) - ر ك بالاتر ص 81 .
( 7 ) - جغرافيون ، ج 8 ، ص 104 ؛ كارادو و ( التنبيه ) ، ص 147 و بعد .
( 8 ) - يعنى ايوان سپاهبذ .