شاهپور به اعلى درجه بر قدرت و عظمت خويش مىنازيد . بسيار غضبناك و درشتخو بود و اگر به حضرت او بىاحترامى مىشد يا از اجزاء نقشههاى او جلوگيرى مىكردند ، خشم او را حد و پايانى نبود « 1 » . وقتى پوسگ « 2 » يا پوسيگ « 3 » عيسوى را بحضور شاه كشيدند ، اظهار داشت كه بر شهادت همكيشان خود غبطه مىخورد و بعظمت شاه وقعى نميگذارد ، شاهپور را غضب درگرفت و فرياد برآورد :
« اين مرد را بمرگ ديگر مردمان مكشيد ، چون جلالت شاهانه مرا تحقير كرد و با من چون همسرى سخن راند زبان او را از پشت سر برآوريد تا سايرين ، كه هنوز در قيد حياتند ، بدان سبب از خشم من بترسند » « 4 » .
معذلك از روايات آميانوس برمىآيد ، كه شاهپور داراى صفات جوانمردانه و مروت و انصاف نيز بوده است . در موقع فتح دو شهر مستحكم رومى ، عدهاى از زنان را اسير كرده بحضور شاهپور آوردند . در ميان آنها زنى بسيار زيبا ديده شد ، كه زوجه كروگاسيوس « 5 » مستشار رومى بود و از ترس اينكه مبادا فاتحين به او دستدرازى كنند بر خود ميلرزيد . شاه او را بحضور طلبيد و وعده داد ، كه به زودى بديدار شوهر خود نائل خواهد شد و هيچكس بشرافت او لطمهاى وارد نخواهد ساخت . آميانوس گويد اين رفتار بدان مناسبت بود ، كه شاه شنيده بود كروگاسيوس زوجه خود را بسيار دوست ميدارد و اميد داشت ، كه اين مرد را وادار بتسليم شهر نصيبين كند . مؤلف ضمنا اشاره مىكند ، كه پادشاه دختران جوان عيسوى را ، كه حيات خود را وقف خدمت كليسا كرده بودند تحت حمايت خويش قرار ميداد و امر مينمود ، كه آنها را در اداى وظايف دينى خودمختار گذارند و احدى متعرض آنها نشود . آميانوس اين رحم و انصاف را بمكر و حيله پادشاه نسبت ميدهد ، ولى
هامش
( 1 ) - آميانوس ، كتاب 19 ، بند 1 ، فقره 6 و كتاب 21 ، بند 12 ، فقره 11 و 18 .
( 2 ) -Pusagh( 3 ) -Pusigh( 4 ) - لابور ، ص 68 .
( 5 ) -Craugasius