سردار پيش از مصاف دشمن را باطاعت شاهنشاه و ديانت زردشت « 1 » ميخواند يا بفرياد « مرد و مرد ! » هر كس را ، كه دم از دليرى ميزد ، بجنگ تن بتن طلب مىكرد « 2 » . آخرين بحث كتاب ارتشتارستان راجع به اين بود ، كه چه پاداشى پس از فتح بلشگريان بايستى داده شود و بچه نحو با دشمن مغلوب و اسيران و گروگان رفتار بايد نمود و در چه مورد قوم مغلوب بيگانه را بقبول مرگ يا تابعيت ايران « 3 » مجبور بايد كرد . احتمال ميرود ، كه مقصود از تابعيت قبول خدمت تحت السلاحى و سربازى در سپاه ايران باشد .
در عبارتى از نسك موسوم به سكاذوم « 4 » از « لشگر با بيم و بىبيم » سخن رانده شده و مفسر آن نسك ، با كمال سادگى غرور ملى خود را ظاهر ساخته و نوشته است ، كه در مقابل لشگر بيگانگان بىباكى صفت ممتاز سپاه ايران است .
نمونهء جالب توجهى از قواعد لشگرى ساسانيان ، كه ابن فتيبه « 5 » از كتابى بنام آيين نامگ « 6 » اخذ كرده ، بوسيله اينوسترانتزف « 7 » توضيح و تشريح شده است .
همچنانكه اين دانشمند روسى ثابت نموده ، اين رساله به دو بخش تقسيم مىشد :
يكى مربوط بنبرد صحرايى بوده و ديگرى بشيوه قلعهگيرى اختصاص داشته .
در بخش نخستين از صفبندى لشگر گفتگو مىشد : مركز لشگر بايد در مكانى
هامش
( 1 ) - ايضا ، كتاب 8 ، فصل 26 ، فقره 21 .
( 2 ) - نهايه چاپ برون ، ص 250 ، پروكوپيوس جنگ ايران ، كتاب 1 ، بند 13 ؛ بلعمى ، زتنبرگ ، 3 ، ص 90 - 389 ، مقايسه شود با زاره - هرتسفلد ، نقوش برجسته ، ص 74 ، يادداشت 1 و بنونيست در مجله آسيايى 1931 ، ص 135 و ما بعد .
( 3 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 26 ، فقره 22 .
( 4 ) - ايضا ، كتاب 8 ، فصل 38 ، فقره 30 .
( 5 ) - عيون الاخبار چاپ قاهره ، ج 1 ، ص 112 و ما بعد .
( 6 ) - بالاتر ص 80 و 81 را ببينيد .
( 7 ) -Inostrantzevمطالعات ساسانى ، ص 46 و ما بعد ؛ ترجمه انگليسى بقلم بوگلدانو در مجله كاما ، شماره 7 ( بمبئى 1926 ) ، ص 52 - 7 .