اين دو تن آسوده نشسته و دستها را با كمال احترام در آستين نهفته است ، ولى ديگرى عود مينوازد « 1 » . ( ش 10 مكرر )
اين تصاوير ، كه در آنها دقت و لطافت فوق العاده به كار رفته ، شخص را به ياد صنعت مينياتور سازى ايران در زمان اسلام مياندازد و شهادت ميدهد ، كه اين صنعت در ايران بسيار قديم بوده ، زيرا كه بنابر قول كومون « 2 » ظاهرا اين صنعت را مانويان از كشور ساسانى بتركستان نقل كردهاند و در آنجا توسعه يافته شاهكارهاى صنعتى توليد كرده است و نيز اين تصاوير صنايع يونانى بين النهرين را بخاطر مىآورد ، كه نمونههايى از آن در نقوش ديوارى شهر دورا هنوز باقى مانده است « 3 » . و نيز كومون « 4 » عبارتى از خطابه سريانى افرم « 5 » ادسى ، كه قدرى كمتر از صد سال بعد از مانى ميزيسته ، نقل مىكند ، كه گويد : مانى صورت دهشتناك فرزندان ظلمت را در طومارى كشيده و ملوان ساخته بود ، تا نفرت بينندگانرا برانگيزد و در ازاء آن ، تماثيل زيبا و فريبندهء از فرزندان نور رسم كرده بود ، تا حسن صورت آن جالب بينندگان شود . اين صور فرشتهآسا و آن نقوش عفريت مانند براى تعليم مردمان بيسواد به كار مىرفت . بنابراين قول ، از عهد خودمانى عادت منقش كردن كتب نزد پيروان او متداول شده است و گويا افسانه ، كه مانى را نقاش بزرگى معرفى مىكند ، حقيقت دارد . آلفاريك « 6 » حدس زده است « 7 » ، كه اردنگ معروف مانى نسخهء از « انجيل » اوست ، كه مصور بتصاوير بوده است .
هامش
( 1 ) - لوكوك ، خوچو ، تصوير 5 .
( 2 ) - مجله باستانشناسىReuue archeologique، 1913 ، 2 ، ص 85 .
( 3 ) - شدر ، مشرق زمين 28 ، ص 90 .
( 4 ) - ايضا ص 86 همان مجله .
( 5 ) -Ephrem( 6 ) -Alfaric( 7 ) - 2 ، ص 42 .