دوم عيسويان ارمنى تعقيب ميشدند ، لئونس « 1 » كشيش عيسوى به تن شاهپور رئيس محكمه مذهبى چنين گفت : « در ابتداء تو ستايش خورشيد را بما تحميل كردى و حال مدعى هستى ، كه اين تحميل بنابر فرمان شاهنشاه بوده است و تو ببانگ بلند خورشيد را خواندى و او را به اين طريق ستايش كردى » « 2 » . در موقع ديگر « خورشيد را به اين ترتيب ستايش كردند ، كه چند قربانى با اجراى مراسم مجوسى تقديم نمودند » « 3 » بنابر روايت پروكوپيوس ( جنگ ايران ، كتاب اول ، بند 3 ) از احكام مغان اين بود ، كه شمس طالع را بايد ستايش كرد .
حالا بهبينيم اين خداى خورشيد كيست ؟ در كتابهاى اوستايى يكى از ايزدان هور « 4 » ( هور ، خور ) ، يا هورخشيت « 5 » ( خورشيد ، كه بمعنى خور قادر و قاهر است ) نام دارد ، اما گويا هيچوقت مقام چندان مهمى نداشته است . پس در حقيقت مغان عهد ساسانى ، اگر آفتاب را مىپرستيدند ، مرادشان هور نبوده ، بلكه مهر را ستايش ميكردهاند و اين مهر همان ميثر است ، كه در يشتهاى عتيق ذكر شده است و همان است ، كه بابليان آن را با شمس ، خداى آفتاب خودشان ، يكى دانستهاند و مهرپرستان مغرب از آن « 6 » ساخته بودند « 7 » .
اليزه عبارت ذيل را از زبان رئيس خلوت پادشاه ايران نقل مىكند : « شما نميتوانيد از پرستش خورشيد امتناع بورزيد ، زيرا كه خورشيد از پرتو خود عالم را روشن مىكند و با گرمى خويش غذاى انسان و حيوان را مىرساند و بسبب خوان نعمت بيدريغى ، كه گسترده و سخاى شاملى كه دارد ، او را خداى مهر نام دادهاند .
هامش
( 1 ) -Leonce( 2 ) - اليزه : لانگلوا ، ج 2 ، ص 237 .
( 3 ) - ايضا ص 991 .
( 4 ) -Hvar( 5 ) -Hvare - Khshaeta( 6 ) -Sol invictus( 7 ) - كومون ، اسرار ميترا ، چاپ سوم ، ص 11 و 86 .