مرزبانان از ميان نجبا درجه اول انتخاب ميشدهاند « 1 » . گاهى در كتب ذكر شده است ، كه فلان مرزبان قصرى در پايتخت داشت « 2 » . از علائم مخصوصه افتخارات مرزبان يكى آن بود كه تختى سيمين « 3 » به او عطا شده باشد ، و مرزبان - شهردار فرمانفرماى ايالت الان و خزر حق داشت ، كه بر تختى زرين بنشيند « 4 » . مرزبان ابرشهر ملقب به كنارنگ بوده است « 5 » .
ايالات را باجزائى چند تقسيم كرده ، هر يك را يك استان « 6 » مىگفتهاند .
حاكم يك استان را استاندار ميخواندهاند . نام استاندار كشكر و استاندار ميشان در كتب مذكور است « 7 » . در نصيبين مردى باباى « 8 » نام ، كه از دودمان سلطنتى بود ، « افتخارا براى امنيت سرحد » « 9 » سمت استاندارى يافت . ظاهرا استانداران ، كه مثل مرزبانان قوه نظامى هم در اختيار خود داشتهاند « 10 » ، در اصل مباشر املاك سلطنتى
هامش
( 1 ) - يك نفر سورن نام در زمان خسرو اول مرزبان ارمنستان شد ( پاتكانيان ، مجله آسيايى 1866 ، ص 183 ) . شاهپور وراز ، كه در عهد نرسه مرزبان آذربايجان بود ، يكى از اشراف درجه اول محسوب ميشده ( فوستوس بيزانسى ، لانگلوا ، ج 1 ، ص 229 ) .
شهرين از دوده مهران مرزبان بيت درائى و ناحيهCosseensبود ( هوفمان ، ص 69 ) .
پيران گشنسپ ، از همين دودمان ، مرزبان گرزان و اران و فرمانده چندين هزار سوار بود ( ايضا ص 79 - 87 ) . وهريز ؛ كه ظاهرا از خاندان ساسانى بوده ( نلدكه ، طبرى ، ص 24 - 223 ) ، پس از آنكه يمن به تصرف خسرو اول نوشيروان درآمد ، مرزبان آنجا شد .
( 2 ) - نهايه ، ص 252 .
( 3 ) - طبرى ، ص 864 ، نلدكه ، ص 102 .
( 4 ) - نهايه ، ص 227 .
( 5 ) - بالاتر ، ص 128 ، يادداشت 2 را بهبينيد .
( 6 ) -Istan( 7 ) - مقايسه شود با هنينگ ، مجله هند و ايران ، 1933 ، ص 224 و بعد .
( 8 ) -Babhai( 9 ) - هوفمان ، ص 93 .
( 10 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 448 .