تمام احكام دين را ميداند » ) ملقب شده بود . موبد مذكور پنج قانوننامه ذيل را ، كه حاوى كليه آئين مغان است ، خوانده بود از اينقرار : انپرتكاش « 1 » و « 2 » يزپيت « 3 » و پهلويگ « 4 » ( « [ قانوننامه ] پهلوى » ) و پارسيگدين ( « دين پارسى » ) و علاوه بر اينها رسوم ( مخصوص ) موبذان را هم ميدانست .
در فصل ششم اين كتاب از مشاغل قضايى روحانيون بحث خواهيم كرد .
ماليه
شخصى ، كه او را واستريوشان سالار ميخواندند « رئيس ماليات ارضى » بود « 5 » . لفظ واستريوشان سالار يا واستريوشبذ بمعنى رئيس فلاحان است . ماليات ارضى بيشتر تحميل فلاحان ميشد ، و چون ميزان خراج را از روى حاصلخيزى زمين و خوبى و بدى محصول هر بلوكى تشخيص ميدادند ، مسلما واستريوشان سالار مأمور بوده است ، كه در باب محصول و زمين و آبيارى و ساير امور فلاحتى مراقبت كند . ظاهرا واستريوشان سالار رياست اداره ماليه را داشته است و تصور ميرود ، كه علاوه بر خراج املاك ، وصول باج شخصى هم به عهده او بوده ، زيرا كه لقب هتخشبذ ( « رئيس صنعتگران » ) يعنى رئيس همه مردمانى ، كه كار دستى انجام
هامش
( 1 ) -Anpartk'ash( 2 ) - در زير اين صورت ارمنى ظاهرا كلمه پهلوى امبرد كيشambard - keshمخفى است كه معنى آن تقريبا « مجموعه كامل عقايد ديانتى » است .
( 3 ) -Bozpayit( 4 ) - پهلوى بزپتتbazpatitبمعنى اعتراف گناهان . اعتراف گناهان ، كه در عهد ساسانيان معمول شد ، بدعتى بود ، كه ظاهرا بتقليد اديان خارجى ( عيسوى ؟ ، مأنوى ؟ ) شيوع يافت ، در اين باب ر ك پتازونىR . Pettzzoniدر يادگارنامه مودى ، ص 437 و ما بعد .
( 5 ) - طبرى ، ص 869 ، نلدكه ، ص 110 . مقايسه شود با هرتسفلد ، پايكولى ، لغتنامه ، شماره 274 .