شده و دلالت بر وقوع آن ندارد ؟ - از مجلسى ( ره ) - ) . فرمود : آيا چنان نيست كه خداى عز و جل از امتهاى پيش از ايشان خبر داده كه آنها پس از آمدن دليلهاى قاطع روشن اختلاف كردند در آنجا كه فرمايد : « و بعيسى بن مريم حجتها ( و دليلهاى روشن ) داديم و او را بروح القدس كمك كرديم ، و اگر خدا ميخواست آنها كه پس از پيغمبران آمدند با وجود دليلهائى كه بر ايشان آمده بود با يك ديگر كارزار نميكردند ، ولى باز هم اختلاف كردند ، از آنها كسانى بودند كه ايمان داشتند و كسانى بودند كه كفر ورزيدند ، و اگر خدا ميخواست با هم كارزار نميكردند ولى خدا هر چه خواهد مىكند » ( سورهء بقره آيه 253 ) و همين آيه دليل است بر اينكه اصحاب محمد ( ص ) نيز پس از او اختلاف كردند پس برخى ايمان داشتند و برخى كافر شدند . ( مقصود امام عليه السّلام اين است كه وقوع اختلاف و ارتداد امتها پس از پيمبرشان مطلبى است كه بصريح قرآن اتفاق افتاده و شده است و چنان نيست كه خداوند امتى را كه پيغمبرشان از دنيا رفت از ارتداد و گمراهيشان جلوگيرى كند ) .
[ در بارهء ولايت ائمه - ع - ]
399 - عبد الحميد بن ابى العلاء گويد : وارد مسجد الحرام شدم و چشمم بيكى از خدمتكاران امام صادق عليه السّلام افتاد ، پس راه خود را بسوى او كج كردم تا از حال امام صادق عليه السّلام از او سؤال كنم ، بناگاه چشمم به امام صادق عليه السّلام افتاد كه در سجده است ، مدتى دراز انتظار كشيدم ( كه سر از سجده بردارد ) ديدم سجده اش طول كشيد ، برخاستم و چند ركعت نماز خواندم ديدم باز هم در سجده است ، از آن خدمتكار پرسيدم : چه وقت به سجده رفته است ؟ گفت : پيش از اينكه تو نزد ما آئى ، همين كه امام عليه السّلام صداى مرا شنيد سر از سجده برداشت سپس فرمود : اى ابا محمد نزديك من بيا ، من نزديك آن حضرت رفتم و بر او سلام كردم ، پس پشت سر آن حضرت صدائى شنيدم ، فرمود : اين سر و صدا چيست ؟ عرضكردم :
جمعى از مرجئه ( قائلين بجبر ) و قدرية ( كه كارها را به قضا و قدر منسوب كنند ) و معتزله ( فرقه اى از مسلمانان كه معتقدند افعال خير از خدا است و افعال شر از انسان است و عقايد ديگرى كه در كتابها مذكور است )