و اين يك از فلانى از قريش است ، و اين خط حرب بن امية ( جد معاويه ) است .
هشام گفت : اى ابا عبد الله مينگرم كه خط اجداد من پيش شما است ؟
فرمود : آرى ، هشام گفت : من حكم ميكنم كه ميراث اين مرد از آن تو است حضرت صادق عليه السّلام از مجلس خارج شد و ( اين شعر را ) ميخواند ( كه ترجمه اش اين است ) اگر عقرب بسوى ما بازگردد ما هم بازگرديم ، و نعلين براى كوبيدنش حاضر است ( راوى گويد : ) من بدان حضرت عرضكردم : قربانت گردم اين نامه چه بود ؟
فرمود : نثيله كنيز مادر زبير و ابو طالب و عبد الله بود ، پس عبد المطلب او را از مادر زبير ( با رضايت او ) گرفت و با او همبستر شد و فلانى ( يعنى عباس ) از او به دنيا آمد ، زبير گفت : اين كنيزك را ما از مادر خود به ارث مىبريم و پسرش هم بندهء ما است ، پس عبد المطلب قبائل قريش را نزد او ( براى بازگرداندن عباس ) واسطه كرد و زبير پذيرفت با اين شرط كه گفت :
نبايد اين پسرت در مجلس بالادست ما بنشيند ، و در هيچ مالى خود را سهيم و شريك ما نداند ، و بر اين جريان نامهء نوشت و گواهانى گرفت و اين همان نامه است . توضيح - احمد بن هلال كه در سند اين حديث قرار دارد از كسانى است كه متهم است به وضع احاديث ، و گذشته از اين در خود حديث هم قرائنى هست كه صدور آن از امام عليه السّلام خيلى بعيد به نظر ميرسد و موجب وهن حديث گشته و شبههء وضع آن را تقويت مىكند و گذشته با تواريخ معتبرى هم كه در دست است وفق نميدهد ، و چنين به نظر ميرسد كه منظور واضع آن قدح در نسب بنى عباس بوده و الله اعلم .
373 - عنبسة بن بجاد از امام صادق عليه السّلام در گفتار خداى عز و جل : « و اما اگر از سمت راستيها باشد پس سلام بر تو از سمت راستيها » ( سورهء واقعه آيه 90 - 91 ) فرمود : رسول خدا ( ص ) بعلى عليه السّلام فرمود : آنها شيعيان تواند و فرزندان تو از ايشان بسلامت هستند ( يعنى ) از اينكه آنان را بكشند .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٤