تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
منصور دوانيقى ناچار شد در سال ( 137 ) ابو مسلم خراسانى را بدفع او بفرستد ، و ابو مسلم با لشكرى بسيار بدفع او آمد ، و در نصيبين بهم برخوردند و شش ماه تمام جنگ كردند تا بالاخره لشكر عبد الله بن على شكست خورد و خود او فرار كرده ببصره آمد و در خانهء برادرش سليمان بن على ( والى بصره ) مخفى شد تا پس از يك سال كه بالاخره با منصور بيعت كرد و خيال منصور از او راحت شد ( به شرحى كه ابن اثير در حوادث سال 137 و 138 ذكر كرده است ) . و در موضوع دوم نيز بعيد نيست - گر چه احتمالى كه مجلسى ( ره ) داده با توجه ببرخى از روايات نظير آن ، قوىتر است - مقصود حضرت اين باشد كه همانطور كه بنى عباس براى تصرف خلافت و انقراض بنى اميه از ستم بنى اميه نسبت بآل محمد و شيعيان امير المؤمنين استفاده كردند و ظلم و تعدى آنها را وسيلهء تبليغات خويش قرار دادند و مردم را بر عليه آنها تحريك كرده براى نابودى آنها آماده كردند ، نابودى خود بنى عباس نيز از همين ناحيه شروع خواهد شد و كار ستم و تعدى آنها نسبت به اولاد فاطمه و شيعيان على عليه السّلام به جائى ميرسد كه مخالفين آنها از همين نقطهء ضعف بر عليه آنها استفاده كرده و مقدمات انقراض آنان فراهم مىشود . و ما هنگامى كه بتاريخ انقراض بنى عباس نگاه ميكنيم ميبينيم كه مهمترين وسيلهء نابودى آنها همان ظلم و ستم بيحدى بود كه نسبت بشيعيان روا داشتند ، و همان تعديها بود كه زمينه را براى تسلط هلاكوخان ببغداد و كشتن مستعصم فراهم ساخت . مورّخين مينويسند : كه مير ابو بكر پس مستعصم ( آخرين خليفهء عباسى كه بدست هلاكوخان كشته شد ) در اثر عداوتى كه با شيعيان داشت طائفه اى از لشكريان را بمحلهء كرخ بغداد كه مسكن شيعيان على عليه السّلام بود فرستاد تا آنجا را غارت كردند و جماعت بسيارى از سادات بنى هاشم را اسير كردند و متجاوز از هزار دختر از علويات و غير ايشان را باسارت بردند ، و آنها را برهنه بر پشت اسبان سوار كردند و از ميان بازار عبور دادند ، و امثال اين گونه جناياتى كه در تاريخ بنى عباس بىسابقه بود ، و همين امر سبب شد كه مؤيد الدين علقمى قمى وزير مستعصم ( كه نامش ابو طالب محمد بن على بن محمد بود ) و خود از شيعيان بود در صدد از بين بردن بنى عباس برآيد و روى همين جهت نامهء پنهانى بهلاكو خان كه در صدد فتح بغداد بود ولى از قدرت خليفهء عباسى واهمه داشت بنويسد و او را بفتح بغداد تطميع كند ، و همين نامه موجب دلگرمى هلاكوخان گشت و تصميم بفتح بغداد و نابود ساختن خلفاى بنى عباس گرفت و با كمك مؤيد الدين علقمى وزير به اين كار موفق گشت و در سال 656 وارد بغداد شد و مستعصم را نيز كشت و بدين ترتيب بدوران خلافت ننگين بنى عباس خاتمه داد . 258 - بدر بن خليل ازدى گويد : در محضر امام باقر عليه السّلام نشسته بودم حضرت فرمود : پيش از قيام حضرت قائم عليه السّلام دو نشانه پديد آيد كه از روز هبوط آدم چنين چيزى پديد نيامده يكى آنكه خورشيد در نيمهء ماه رمضان بگيرد ، و ديگر آنكه ماه در آخر رمضان بگيرد ، مردى گفت :