مثل زند جز عيسى بن مريم . خداى تعالى اين آيه را بر پيغمبرش ( ص ) نازل فرمود : « و چون به فرزند مريم مثل زده شود اينان در دم ( از شنيدن آن ) از حق روى بگردانند و گويند آيا خدايان ما بهتر است يا او اين مثل را براى تو جز از روى جدل نزنند بلكه آنان قومى پرخاشگرند ، عيسى نبود مگر بنده اى كه موهبت نبوت را به او داديم و او را مقتداى پسران اسرائيل قرارش داديم ، و اگر بخواهيم هر آينه از شماها ( يعنى از بنى هاشم ) فرشته گانى قرار دهيم كه در روى زمين بجاى آنها باشند » ( سورهء زخرف آيهء 57 - 60 ) .
حارث بن عمرو فهرى ( كه در آن انجمن حاضر بود ) خشم كرده گفت : « خدايا اگر براستى اين مطلب به حق از جانب تو است ( كه بايد بنى هاشم زمامدارى امت را مانند پادشاهان روم يكى پس از ديگرى به ارث ببرند ) پس سنگى از آسمان بر سر ما فرو بار يا عذابى دردناك بر ما بفرست » ( سورهء انفال آيهء 32 ) .
پس خداوند گفتار حارث بن عمرو را به اطلاع آن حضرت رسانيد و آيهء ذيل نيز ( كه دنبالهء همان آيهء فوق است ) نازل گشت :
« و چنان نيست كه خدا عذابشان كند مادامى كه تو در ميان ايشان هستى ، و خدا عذابكنندهء ايشان نيست تا وقتى كه اينان آمرزشخواهى ما كنند » .
سپس رسول خدا ( ص ) به او فرمود : اى پسر عمرو يا توبه كن يا از اينجا كوچ كن ؟ گفت : اى محمد آخر چيزى هم از آن قدرتى كه در دست دارى براى ساير قريش قرار ده كه بنى هاشم تمام منصبها و ارجمندى عرب و عجم را بردهاند ! پيغمبر ( ص ) به او فرمود : اين كارى نيست كه در اختيار من
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٢