تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
ديدى كه ساز و آواز در حرمين آشكارا گردد ، و ديدى كه اگر كسى سخن حق گويد و امر بمعروف و نهى از منكر كند ديگران او را نصيحت كنند و بگويند : اين كار بر تو لازم نيست ، و مردم بهمديگر نگاه كنند ( و هم چشمى كنند ) و بمردم بدكار اقتداء كنند ( و باصطلاح امروز مدپرستى شايع گردد ) و ببينى كه راه خير و طريقهء آن خالى است و مشترى ندارد ، و ديدى كه مرده را بمسخره گيرند و كسى براى مرگ او غمناك نشود ، و ديدى كه هر سال بدى و بدعت تازهء بيش از گذشته پيدا شده ، و ديدى كه مردم و انجمنها پيروى نكنند مگر از توانگران ، و ديدى كه به فقير چيز دهند در حالى كه به او بخندند و براى غير خدا به او ترحم كنند ، و ديدى كه نشانه هاى آسمانى پديد آيد ولى كسى از آن هراس نكند ، و ديدى كه مردم بر هم بجهند چنانچه حيوانات بر هم ميجهند و هيچ كس از ترس كار زشتى را انكار نكند ، و ديدى كه مرد در غير اطاعت خدا زياد خرج كند ولى در مورد اطاعت از كم هم دريغ دارد ، و ديدى ناسپاسى پدر و مادر آشكار گشته و پدر و مادر را سبك شمارند و حال آنها در پيش فرزند از همه بدتر باشد و فرزند خوشحال است كه به آنها دروغ بندد ، و ببينى كه زنها بر حكومت غالب گشته و هر كارى را قبضه كنند ، و كارى پيش نرود جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد ، و ديدى كه پسر به پدر افتراء زند و به پدر و مادر خود نفرين كند و از مرگشان خوشحال شود . و ديدى اگر روزى بر مردى بگذرد كه در آن روز گناهى بزرگ نكرده باشد مانند هرزگى يا كمفروشى يا انجام كار حرام يا ميخوارگى آن روز گرفته و غمناك است و خيال كند كه روزش بهدر رفته