تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
نداشتند با من ستيزه جستند و از روى گمراهى بر مسند آن سوار شدند و از روى نادانى آن را به خود بستند ( يا از خود دانستند ) پس ببد جايگاهى درآيند و چه بد است آنچه را براى خود آماده و تهيه كردند ، در خانهء گور ( و عالم برزخ و قيامت ) به يكديگر لعنت كنند و هر كدام آنها از ديگرى بيزارى جويد ، و چون برفيق خود برخورد به دو گويد : « اى كاش فاصلهء ميان من و تو فاصلهء مشرق و مغرب بود كه چه بد همنشينى بودى » و آن بخت برگشته با حالى نزار پاسخش دهد : « اى كاش من تو را دوست نميگرفتم كه براستى از ذكرى كه برايم آمده بود گمراهم ساختى و شيطان خواركنندهء انسانى است » . و منم مقصود از ذكرى كه ( آن بخت برگشته ) از آن گمراه شد ، و آن راهى كه از آن منحرف گشت و آن ايمانى كه بدان كفر ورزيد ، و آن قرآنى كه از آن دورى كرد ، و آن دينى كه آن را دروغ پنداشت ، و آن راهى كه از آن كناره گرفت . و اگر چريدند آن دو نفر در علف خشكيدهء چيده شده ، و چراگاه فريبندهء دنياى ناپايدار و خود را بلب پرتگاه دوزخ كشاندند ، اين كار آنان را ببد جايگاهى وارد كند ، در ميان نوميدترين واردين و ملعونترين واردشدگان ، بلعن به يكديگر فرياد كشند و با حسرت و افسوس ( چون حيوانات ) ناله كنند راحت و آسايشى ندارند و از عذاب و شكنجه شان چاره و گريزى نيست . اين مردم ( سالهاى طولانى ) هم چنان بتها را پرستش و در بتخانه ها خدمتكارى كردند ، براى آنها مراسمى برپا ميداشتند و نذر و قربانى براى آنها ميكردند و براى آنها : « بحيرة » و « وصيلة » و « سائبة » و « حام » ( حيواناتى بوده كه در زمان جاهليت روى عقائدى آنها را خاص خدا ميدانستند و استفادهء آنان را بر خود حرام ميكردند ) و با ازلام ( چوبه هاى تير مخصوص ) قرعه ميزدند ، و از خداى عز ذكره بى خبر گشته و از راه راست سرگردان شده بودند ، و بموجبات دورى از حق مىشتافتند ، شيطان بر آنها چيره گشته ، و تاريكى دوران جاهليت آنها را فرا گرفته و شير خوردن و از شير گرفتنشان بر جهالت و گمراهى بود ( و پايهء تمام كارهاشان از آغاز تا انجام بر نادانى و گمراهى ريخته شده بود ) .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 39 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى